X
تبلیغات
روان شناسی عمومی ، مشاوره و سلامت روان
می خواستم درباره روز معلم - نحوه هدیه دادن ها در مراسم ها(نه فقط در دانشگاه ها )یا همان مراسم زدگی های مرسوم - و گاهی هم انحراف در قدردانی از مقام معلم بنویسم پشیمان شدم چون کسانی این مطلبو می خونن که اونها بهتر به مقام معلم ارج می نهن تا اونهایی که این مطلب را نمی خونن!

فعلا این شعر تا حدودی حق مطلب را ادا می کند

به خودم می گفتم:بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند


درس ومشق خود را…

باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

 و نخندم اصلا

تا بترسند از من

و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،

درهوا چرخاندم...

 چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید

مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

اولی کامل بود،

دومی بدخط بود

بر سرش داد زدم...

سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”

بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار، 
دفتری پیدا کرد ……


گفت : آقا ایناهاش، 
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود

غرق در شرم و خجالت گشتم

جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود

سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم

که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر

سوی من می آیند...
خجل و دل نگران، 
منتظر ماندم من

تا که حرفی بزنند

شکوه ای یا گله ای، 
یا که دعوا شاید

سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،

گفت : لطفی بکنید، 
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟

گفت : این خنگ خدا

وقتی از مدرسه برمی گشته

به زمین افتاده 
بچه ی سر به هوا، 
یا که دعوا کرده

قصه ای ساخته است

زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است

درد سختی دارد، 
می بریمش دکتر 
با اجازه آقا …….


چشمم افتاد به چشم کودک...

غرق اندوه و تاثرگشتم


منِ شرمنده معلم بودم

لیک آن کودک خرد وکوچک

این چنین درس بزرگی می داد

بی کتاب ودفتر ….


من چه کوچک بودم

او چه اندازه بزرگ

به پدر نیز نگفت

آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم


عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام ….

او به من یاد بداد  درس زیبایی را...

که به هنگامه ی خشم

نه به دل تصمیمی

نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی
((منوچهر سرلکی))
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 و ساعت 23 |
 

قابل توجه دانشجویان ارزشیابی شخصیت درباره پرسشنامه 16 عاملی کتل

اصلاحیه کتاب:

-        صفحه 208 در قسمت روش نمره گذاری، پاراگراف دوم،خط پنجم در ادامه جمله:" و به سوال 9 پاسخ نه بدهد 2 نمره می گیرد" این توضیح اضافه می شود:

" اگر فرد بین این دو را علامت بزند یک نمره می گیرد.بنابراین در نمره گذاری عوامل به جز عامل B اگر پاسخ داده شده به هر سوال مطابق با بلی و خیرهای ذکر شده  در جدول 10-2 باشد؛ 2 نمره می گیرد و بین این دو،یک نمره می گیرد.

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1392 و ساعت 2 |

معرفی کتاب شناخت درمان‌گری بک برای کاهش وزن

کتر جودیت بک/ ترجمه دکتر مژگان آگاه هریس، دکتر احمد علی‌پور، دکتر مسعود جان‌بزرگی، ندا گلچین/ انتشارات ارجمند و نسل فردا/ چاپ اول/ سال 1391/ 288 صفحه/ 9900 تومان

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1392 و ساعت 0 |
 

به اطلاع دانشجویان روان شناسی که کلاس پایان نامه و سمینار دارند می رسانم در این تاریخ ها

یازدهم و دوازدهم اردیبهشت کلاس برگزار نمی شود

http://www.ncfs.ir/

مقدمه و هدف: اینترنت همانند یک مهمانی دائمی است که افراد را قادر می سازد تا بدون توجه به محدودیت های زندگی واقعی خویش در این فضا گرد هم امده و به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند. یکی از مشکلاتی که در این زمینه مورد توجه محققان علوم رفتاری قرار گرفته، روابط اینترنتی فرا زناشویی و به عبارت دیگر خیانت اینترنتی می باشد که تعداد قابل توجهی از خانواده ها را درگیر خود ساخته است. ارتباطات آنلاین و اینترنتی می تواند ازدواج های پایدار را تحت تاثیر قرار دهد و امنیت خانواده متزلزل کند.زوجهای جوان ایرانی تمایل زیادی به استفاده از اینترنت و حضور در فضای مجازی پیدا کرده اند.بدون شک این حضور و این علاقه بدون آسیب نخواهد بود.هدف اصلی این پژوهش بررسی ملاک های روان سنجی مقیاس 12 گویه ای نگرش نسبت به خیانت بر خط کاربران اینترنتی حاضر در محیط چت سایت یاهو می باشد. روش کار: روش این تحقیق پیمایشی با هدف اعتباریابی مقیاس نگرش به خیانت بر خط (اینترنتی) با 12 گویه در طیف لیکرت می باشد.به همین منظور 200 کاربر اینترنتی به صورت تصادفی از طریق چت یاهو ، مقیاس را اینترنتی دریافت کردند. یافته ها: نتایج بدست آمده از این تعداد بیانگر همسانی درونی بالای این مقیاس است.آلفای بدست آمده برای این مقیاس 878/0 می باشد.نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با نرم افزار اس پی اس اس به جای چهار مولفه پیشنهادی سازندگان مقیاس(شامل دوست شدن اینترنتی،ملاقات رودرور،گفتگوی گرم و خیلی صمیمی و رابطه جنسی) سه مولفه بدست آمده است.به صورتی که مولفه اول و دوم تلفیق شده اند.نتایج همبستگی رابطه مثبت معناداری بین مولفه های خیانت برخط یا اینترنتی با هم را نشان می دهد. بحث و نتیجه گیری: تحلیل عاملی اکتشافی سه مولفه را برای این مقیاس پیشنهاد می کند.با توجه به اهمیت موضوع محققان پیشنهاد می کنند ابزارهای لازم برای سنجش گرایش های افراد به روابط مجازی در تحقیقات علوم رفتاری مورد توجه بیشتری قرار گیرد. پرسشنامه خیانت برخط یا اینترنتی از ملاک های روان سنجی لازم برای استفاده در تحقیقات را داراست. 

 خیانت برخط(آنلاین)،اینترنت،اعتبار،تحلیل عاملی.

 

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در سه شنبه 3 اردیبهشت1392 و ساعت 23 |
 

مدت ها بود برای کارگاه های آموزشی مهارت های ارتباطی دنبال فیلم می گشتم که تصادفی به فیلم درگیری بهداد سلیمی و کورش باقری بر خوردم. آنقدر نکته آموزشی در سبک ارتباطی این دو عزیز از قبل تا حالا دستم اومد که فکر کنم نیازی به مثال های متعدد و کلیپ و فیلم در کارگاه نداشته باشم.

فیلم درگیری لفظی بهداد سلیمی و کوروش باقری در یرنامه زنده شبکه یک را جستجو کنید و ببینید

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در سه شنبه 3 اردیبهشت1392 و ساعت 0 |
 

در سال ۱۹۸۹ زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت.در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش می دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد . با دیدن این منظره دلخراش یاد قولی که به پسرش داده بود افتاد: پسرم هر اتفاقی برایت بیفتد من همیشه پیش تو خواهم بود و اشک از چشمانش سرازیر شد.
با وجود توده آوار و انبوه ویرانی ها کمک به افراد زیر آوار نا ممکن به نظر میرسید اما او هر لحظه تعهد خود به پسرش را به خاطر می آورد.
او دقیقا روی مسیری که هر صبح به همراه پسرش به سوی کلاس او می پیمودند تمرکز کرد و با به خاطر آوردن محل کلاس به آنجا شتافته و با عجله شروع به کندن کرد.دیگر والدین در حال ناله و زاری بودندو او را ملامت می کردند که کار بی فایده ای انجام میدهد.ماموران آتش نشانی و پلیس نیز سعی کردند او را منصرف کنند اما پاسخ او تنها یک جمله بود:آیا قصد کمک به مرا دارید یا باید تنها تلاش کنم؟؟؟
هشت ساعت به کندن ادامه داد.دوازده ساعت…بیست و چهار ساعت…سی و شش ساعت و بالاخره در سی و هشتمین ساعت سنگ بزرگی را عقب کشیده و صدای پسرش را شنید فریاد زد پسرم!جواب شنید :
پدر من اینجا هستم.پدر من به بچه ها گفتم نگران نباشید پدرم حتما ما را نجات خواهد داد.پدر شما به قولتان عمل کردید.
پدر پرسید وضع آنجا چطور است؟؟
ما ۱۴ نفر هستیم ما زخمی گرسنه و تشنه ایم.وقتی ساختمان فرو ریخت یک قطعه مثلثی شکل ایجاد شد که باعث نجات ما شد.پسرم بیا بیرون. نه پدر اجازه بدهید اول بقیه بیرون بیایند من مطمئن هستم شما مرا بیرون می آوریدو هر اتفاقی بیفتد به خاطر من آنجا خواهید ماند

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در دوشنبه 2 اردیبهشت1392 و ساعت 0 |
نامه ی سرگشاده یک روانشناس به والدینش
دکتر اسما عاقبتی، روانشناس بالینی و متخصص در زمینه کودک و نوجوان

پدر و مادر عزیزم! سلام. امروز روز من است و به همین بهانه فرصت یافتم تا از خودم و دنیای درونم با شما حرف بزنم. تمام روزهای سال، من آن چه را که شما برایم نوشته اید میخوانم و قصه هایی را که برایم میگویید میشنوم، اما از شما خواهش میکنم فقط همین امروز به حرف های من گوش کنید و نامه مرا بخوانید.

لطفا با من بازی کنید
باور کنید میدانم که دنیای بزرگترها پر از استرس و کار و گرفتاری است اما هر شب که شما به خانه می آیید ته دلم آرزو دارم کمی با من بازی کنید. نیازی نیست که ساعت ها برای من وقت بگذارید، من تنها به ده دقیقه زمان احتیاج دارم تا بتوانم به کمک بازی، نقاشی یا درد دل کردن حرف ها، ترس ها، نگرانی ها و شادمانی های کودکانه ام را به شما بگویم. اگر باورنمی کنید از همین امشب شروع کنید و فقط شبی ده دقیقه با من بازی کنید. بعد از چند روز خودتان از نتیجه کار شگفت زده می شوید. البته یادتان نرود که هر شب به یادم باشید. من دلم می خواهد در هر شبانه روز ده دقیقه از وقت پدر و مادرم فقط به من اختصاص داشته باشد.

خواهش می کنم این قدر به من دستور ندهید
“لباس هایت را آن جا بگذار”، “غذایت را نریز”، “خوب رفتار کن”، “آرام باش” و…. فکر می کنید این جملات را من روزی چند بار می شنوم؟ من که خیلی خوب نمی توانم بشمارم اما شما که ریا ضی تان خوب است یک روز، فقط یک روز، تمام دستوراتی را که به من می دهید بشمارید. بعد با خودتان فکر کنید اگر رئیس تان هر روز این قدر به شما دستور می داد حاضر بودید برایش کار کنید؟ می توانستید دوستش داشته باشید؟ اعصاب تان خرد نمی شد؟ باور کنید من با شنیدن این همه دستور چیزی یاد نمی گیرم. اگر رفتارهای من را دوست ندارید به جای هزاران دستور، الگوی مناسبی برای من باشید و زمانی که کاری را درست انجام می دهم تشویقم کنید. خودتان می بینید که چقدر زود همان کارهایی را انجام می دهم که شما دوست دارید و رابطه ام با شما عالی می-شود.

من را با هیچ کس مقایسه نکنید
به جای این که در نوجوانی و جوانی افسوس بخورید که چرا من این قدر اعتماد به نفسم پایین است، غمگین و خجالتی هستم یا نمی توانم روی پای خودم بایستم امروز به فکر من باشید. می دانستید که پایه های اعتماد به نفس من از دوران نوزادی بنا می شود؟ پس از همین لحظه با اجتناب از مقایسه کردن من با کودکی خودتان، خواهر و برادرهایم یا بچه های فامیل به من کمک کنید تا شخصیت منحصر به فرد خودم را بشناسم و دوست بدارم. هیچ آدمی نباید و نمی تواند شبیه دیگران باشد. مگرخود شما دقیقا مثل خواهر یا برادرتان هستید؟ به جای مقایسه کردن، لطفا با جملاتی ساده ویژگی های مثبت من را به خودم بگویید و به خاطر آن ها تشویقم کنید. به علاوه کمکم کنید تا رفتارهای ناخوشایندم را تغییر بدهم.

به من نگویید که دوستم ندارید
من فقط یک لیوان آب را روی میز ریختم و شما به من می گوید: “دیگر دوستت ندارم”! اگر کسی این حرف را به شما بزند چه احساسی خواهید داشت؟ اگر آن فرد مهم ترین آدم زندگی تان باشد چه حالی پیدا می کنید؟ اگر ضعیف و ناتوان باشید و به خاطر کاری که انجام داده اید خیلی هم خجالت بکشید با شنیدن این جمله چکار می-کنید؟ آرزوی من این است که یک روز بتوانم به خوبی شما همه کارها را انجام دهم و رفتارهای مناسبی داشته باشم. باور کنید تمام سعیم را می کنم، اما تا آن زمان به کمک شما احتیاج دارم. اگر به جای این جمله به من بگویید که “این رفتارت خوب نیست” و به من آموزش بدهید که آن کار را چطور انجام دهم یا چگونه رفتار خوبی داشته باشم، قلب کوچک من را نمی شکنید.

در تربیت من هماهنگ باشید
والدین عزیزم! اگر دستوراتی که به من می دهید متفاوت باشند نه تنها چیزی یاد نمی گیرم بلکه سردرگم و گیج هم می شوم. دنیا برای من مکان بزرگ و ناشناخته ای است که می خواهم با کمک تان آن را بشناسم. اگر یکی از شما به من بگوید نمی توانم تا دیروقت بیدار بمانم اما دیگری بگوید می توانم هر کاری دلم می خواهد بکنم من فقط متعجب و مردد می شوم و نمی دانم باید چه کنم. لطفا کمی وقت بگذارید و روش های تربیتی تان را با هم هماهنگ کنید، بعد آن را در مورد من اجرا نمایید. این طوری همه مان راحت تر خواهیم بود و زودتر به نتیجه می رسیم. به علاوه من هم این قدر گیج و هراسان نمی شوم.

فرزندپروری سخت ترین کار دنیاست
در نهایت متشکرم که نامه من را خواندید. امیدوارم مطالب آن به کارتان بیاید. فقط می خواستم یادآوری کنم که فرزندپروری دشوارترین کار دنیاست. اگر برای شغل خود روزی ۸ ساعت وقت می گذارید یادتان باشد که کار مهم تری در منزل دارید و آن تربیت من است. آیا برای پرورش من هم به اندازه کارتان وقت و انرژی می-گذارید؟ در ضمن به خاطر داشته باشید که همه والدین در این راه خطاهایی را مرتکب می شوند و گاهی با فرزندان شان بدرفتاری می کنند اما ما کودکان به والدین مان امیدواریم. می دانیم که شما تلاش می کنید تا با روش های بهتری عشق خود را به ما اثبات کنید و ما هم قول می دهیم این عشق را به فرزندان مان منتقل کنیم.
به امید دنیایی شادتر - با تشکرفرزند شما
http://ravanshenasan.com/articles.php?articl_id=91
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در سه شنبه 27 فروردین1392 و ساعت 3 |
تحقیقات نشان می دهد که خوردن یک بسته چیپس در روز شبیه نوشیدن 5 لیتر روغن مایع در سال است، حقیقت امر این است که خوردن چیپس و در کل اسنکها نه تنها موجب چاقی و بیماریهای قلبی می شود، بلکه مشکلات رشدی را برای جنین، بیش فعالی را در کودکان و سرطان را در بزرگسالان به همراه دارد.
 
 
خورد یک بسته چیپس در روز می تواند معادل نوشیدن 5 لیتر روغن در سال باشد. نیاز به گفتن نیست که این اسنکها علاوه بر چربی حاوی نمک و شکر هم هستند.

شاید باور تمام این موارد منفی درباره بسته هایی با اشکال معصومانه  و خنده دار در رنگهای روشن در فروشگاه ها خودنمایی می کنند دشوار باشد اما حقیقت این است که این محصولات از نظر صنعتی طوری طراحی شده اند که ذائقه ما را تحریک کرده و به نقطه اعتیاد می رساند.

مایکل ماس نویسنده کتاب" نمک، شکر، چربی: چگونه بزرگان صنعت غذا ما را فریب می دهند" اظهار داشته است که تحقیقاتش نشان می دهد که چگونه شرکتهای بزرگ تولید غذا، چگونه چیپس را از چیپس نسبتا هیجان انگیز دهه هفتاد به بمب هوشمند مغز ما تبدیل کرده اند.

وی توضیح می دهد، وقتی که یک چیپس در دهان خود می گذارید، مزه نمک بی درنگ شما را درگیر می کند. این تأثیری است که در صنعت نمک به آن انفجار طعم گفته می شود.

چیپسهای مدرن نیز سرشار از چربی هایی هستند که این صنعت به آن احساس دهانی می گوید. این موجب می شود که تجربه خوردن چیپسهای امروزی شبیه لذت گاز زدن به یک پنیر چسبناک است. ما این چربی را از طریق عصبی حس می کنیم که به آن عصب سه قلو گفته می شود، هرچه این احساس دهانی بهتر باشد ما از خوردن چیپس لذت بیشتری می بریم.

راز نهایی چیپس در تردی آن است. محققان دریافته اند که هرچه صدای خوردن چیپس بیشتر باشد، فرد از خوردن آن بیشتر لذت می برد.


مسئله اصلی اینجاست که چیپس ها به گونه ای طراحی شده اند که اعتیاد آور باشند. این محصول به قدری دقیق طراحی شده که سازنده نقطه شکستن آن هنگام گاز زدن را نیز به دقت برنامه ریزی کرده است. نکته بعدی نحوه انتخاب برچسب و نوشته های روی بسته برای این نوع محصولات است که گویی به واقع از میزان نکات منفی آن کم می کند.

همه این موارد می تواند توضیح دهد که چرا همه ما این همه به چیپس خوردن علاقمندیم. اما بهای خوردن این اسنک چرب، شکر دار و نمکین توسط سلامتی ما پرداخته می شود.

مصرف بیش از حد این مواد عامل افزایش خطر چاقی، فشار خون بالا، دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی شود. در کودکان مصرف بیش از حد چیپس موجب می شود که آنها در مسیر زندگی با زندگی غیر سالم قدم بگذارند.
دکتر مظفریان استادیار پزشکی و همه گیری شناسی دانشکده پزشکی هاروارد اظهار داشت که سطح بالای نشاسته و هیدروکربنات تصفیه شده در بسته های بزرگ و متوسط چیپسهای امروز می تواند سطح گلوگز و انسولین خون ما را تغییر دهد. این عدم تعادل موجب می شود که احساس سیری کمتری داشته باشیم و حس گرسنگی ما افزایش یافته و میزان غذای مصرفی در طی روز نیز بیشتر شود.
 

خطر خوردن چیپس برای جنین متولد نشده

مصرف میزان چشمگیری از چیپس نه تنها در بدن کودکان و بزرگسالان عدم تعادل ایجاد می کند، بلکه به جنین متولد نشده نیز صدمه می زند.

به گزارش مهر، تحقیقات بریتانیایی نشان می دهد که زنان بارداری که چیپس و اسنک می خورند درست به همان میزانی به جنین خود صدمه می زنند که گویی دخانیات مصرف می کنند. این مسئله به علت وجود یک ماده شیمیایی بی بو و غیرقابل مشاهده ای به نام آکریلامید که می تواند به دی ان ای صدمه بزند.

آکریلامید یک سم عصبی است که نخستین بار در پلاستیکها و صنایع رنگرزی کشف شد. 10 سال پیش دانشمندان سوئدی به این نتیجه رسیدند که وقتی غذاهای فرآوری شده نشاسته ای چون چیپس به طوری صنعتی با دمای بالا تهیه می شود، این سم در مقادیر زیاد تولید می شود.

اکنون تحقیقات انجام شده توسط موسسه تحقیقات سلامت بردفورد ارتباطی بین سطح بالای آکریلامید و تولد کودکانی با وزن کم قائل شده است.

درحال حاضر مطالعه تأثیرات مصرف آکریلامید روی بزرگسالان ادامه دارد.

ارتباط چیپس و بیش فعالی

مصرف چیپس و اسنکها خطرات دیگری هم برای جوانان و نوجوانان دارد که در میان آنها می تواند به بیش فعالی اشاره کرد.

در ماه فوریه یک تحقیق که نتایج آن در مجله Plos One منتشر شده گزارش داد که وقتی موشها رژیم غذایی داشتند که از چیپسهای صنعتی فراهم شده بود مغز آنها در مقایسه با مغز موشهای عادی از نظر فعالیت متفاوت بود.

محققان دانشگاه ارلانگن - نورنبرگ آلمان دریافتند، در این موشها، آن قسمتهایی از مغز که به خواب مربوط است کار نمی کرد، درحالی که قسمتهایی که با حرکت بدن همراه بود فعالیتی بیشتر از همیشه داشت. این تغییرات در مغزها موجب می شود که در رفتار آنها بیش فعالی مشاهده شود.

تحقیقات نشان می دهد که مصرف چیپس میان کودکان به سطح خطرناکی رسیده است و اکنون زمان عملکرد هوشیارانه در این رابطه است.

هرچقدر هم که بسته ها و تبلیغات این خوراکیها فریبنده باشند اما به علت، فقدان درج هشدارها روی بسته های اسنکها باید نسبت به زیادروی بزرگسالان و کودکان در مصرف این اسنکها هوشیار عمل کنیم.
 
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 22 فروردین1392 و ساعت 1 |

نخستین سمینار

کاربرد درمانهای موج سوم شناختی رفتاری در علوم پزشکی

(دارای امتیاز بازآموزی)

 18 و 19 اردیبهشت 1392

محورهای سمینار:

درمانهای موج سوم و اختلالهای روان­تنی و روانپزشکی

کاربردها و اثربخشی درمانهای موج سوم در علوم پزشکی

نقش معنویت در درمان­های موج سوم

با حضور اساتید صاحب نظر از دانشگاه­های علوم پزشکی کاشان، دانشگاه کاشان، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شهید بهشتی

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به سایت سامانه یکپارچه آموزش مداوم پزشکی کشور مراجعه کنید.

kashan.ircme.ir

آدرس: کاشان، بلوار قطب راوندی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کاشان، دانشکده پزشکی، آمفی تأتر مرکزی

 

روز اول

ساعت

موضوع

سخنران

تخصص

15/8  - 8

تلاوت کلام الله و سرود جمهوری اسلامی ایران

30/8 -  15/8

خوش آمدگویی معاونت آموزشی

دکتر سلامی

معاونت آموزشی

40/8- 30/8

سخنرانی دبیر علمی کنفرانس

دکتر عبدالله امیدی

روانشناسی بالینی

10/9  -  40/8

جایگاه درمانهای موج سوم در بیماریهای طبی

دکتر ابوالفضل محمدی

روانشناسی بالینی

40/9 – 10/9

فراشناخت و  اضطراب

دکتر شهرام محمد خانی

روانشناسی بالینی

10/10 – 40/9

مکانیسم­­های اثر درمانهای مبتنی بر پذیرش

دکتر فاطمه زرگر

روانشناسی بالینی

40/10 – 10/10

استراحت و پذیرایی

10/11 –40/10

رفتاردرمانی دیالکتیک در اختلالهای شخصیت

دکتر حسن حمیدپور

روانشناسی بالینی

40/11 – 10/11

کاربرد درمان مبتنی بر پذیرش در وسواس

دکتر محمدرضا عابدی

روانشناسی مشاوره

10/12 – 40/11

نقش معنویت در درمان­های موج سوم

دکتر مریم بختیاری

روانشناسی بالینی

13 - 12

نماز و ناهار

14-13

پانل: دکتر عابدی، دکتر محمدخانی، دکتر بختیاری، دکتر حمیدپور، دکتر محمدی، دکتر زرگر

روز دوم

30/8 - 8

نقش مراقبه در کارکردهای روانشناختی

دکتر عبدالله امیدی

روانشناسی بالینی

9– 30/8

فراتشخیص در رواندرمانی

دکتر پروانه محمدخانی

روانشناسی بالینی

30/9 – 9

نقش هیجان­ و تنظیم هیجانی در بیماریها

دکتر حمید یعقوبی

روانشناسی بالینی

10 –30/9

درمانهای موج سوم در بیماریهای قلبی عروقی

دکتر حمید پورشریفی

روانشناسی بالینی

30/10- 10

استراحت و پذیرایی

11-30/10

کاربرد درمانهای موج سوم بر سیستم ایمنی

دکتر لادن فتی

روانشناسی بالینی

30/11 – 11

زوج درمانی مبتنی بر پذیرش

دکتر فرشته موتابی

روانشناسی بالینی

12– 30/11

کاربرد درمانهای موج سوم در اعتیاد

دکتر پرویز دباغی

روانشناسی بالینی

13-12

نماز و ناهار

14 - 13

پانل: دکتر موتابی، دکتر پورشریفی، دکتر یعقوبی، دکتر امیدی، دکتر محمدخانی، دکتر عابدی و دکتر دباغی

15 - 14

اختتامیه

http://acpsy.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 21 فروردین1392 و ساعت 1 |
 

یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
 
توی این همایش از خانومها سوال شد : چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن
سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
بعضی ها گفتن امروز ... بعضی ها گفتن دیروز... بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد
بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
همه اینکار رو کردند
ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون
اومد بود رو بلند بخونن
خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم
شما؟ -
اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟ -
عزیزم منم عاشقتم -
 حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟ -
من منظورت رو متوجه نمی شم؟ -
باز دویاره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت -
؟؟!! -
 خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟ -
من دارم خواب می بینم ؟ -
اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم -
ازت خواستم دیگه  زیاده روی نکنی
منبع:به نقل از ایمیلی از خواهرم!
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در شنبه 17 فروردین1392 و ساعت 23 |
موضوعات جلسه سوم:

خانم جهانشاهی : درمان های غیر دارویی در بیش فعالی

خانم دیلمی:اصول مهم در روابط زناشویی

خانم ها ولایتی و مسلمی:رشد اخلاقی از دیدگاه اسلام و روان شناسی(زیر هفت سال)

آقای جعفری: مطالعه موردی در اعتیاد


موضوعات جلسه چهارم:

خانم علاالدین : فراشناخت

آقای ضابط و خانم آریان: قدرت مقابله

خانم ها شاهانی،اسماعیلی و نظری:تمرین های تقویت روابط زناشویی


+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 15 فروردین1392 و ساعت 12 |

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در سه شنبه 29 اسفند1391 و ساعت 0 |

Daniel Goleman

Co-Director of Consortium for Research on Emotional Intelligence in Organizations

Many of us seek “good work” – work that is excellent, personally meaningful, and ethical. Our challenge is to forge these elements into a rewarding career. I recently spoke with Dr. Howard Gardner for my Leadership: A Master Class about his research, insight, and expertise into how we can turn our ideals into reality, and connect who we are with what we do.

Good work involves the intertwining of three features: excellence, engagement, and ethics. Good work is technically excellent - people know what they're doing. It’s personally engaging and meaningful - they want to do it, they looking forward to going to work, they don't dread it. And it’s carried out in an ethical way. So at the risk of being a bit clever, we talk about a triple helix, three E's, the strands of excellence, engagement and ethics. Of course, you can be one or two of these things, but the good worker is at the same time excellent, engaged, and ethical.

We must also consider what factors promote good work or make it more difficult. This is where the process of alignment becomes very important. If you are in any kind of an entity - an organization, institution - where everybody wants the same thing and the signals are pretty clear, you're in what we call an aligned situation. And it’s easier to do good work if everybody wants the same thing. In our research on good work, the first two areas we looked at were diametrically opposite in terms of alignment, and that's where we came up with the idea.

Genetics, at the end of the twentieth century, was very well aligned. Everybody wanted to know more about the genome, because everybody wanted to be healthier, live longer, there was a lot of money for science, and nobody was second guessing the scientists.

The other area we looked at was journalism, and journalism was massively misaligned. The people who went into it wanted to do good investigative reporting. The people who owned the companies wanted to make a lot of money. The public was basically interested in gossip and celebrity stuff.

In our study, we interviewed 100 geneticists. Nobody wanted to leave the field. In journalism, and this is 15 years ago, a third of the people wanted to leave the field and many of them did, and of course, that's a very nice social science indicator. If you're not engaged, it’s going to be very difficult to do good work.

Business leaders who exemplify good work understand themselves. They know the organization that they are in very well. They understood the domain in which they're working. They have a sense of the mega-trends going on in the world.

You cannot be an excellent leader unless you've thought about this kind of knowledge, so that's excellence. Engaged means they really love their work. They want to do it. Their energy crystallizes other people, and the other people in their team love them and want to be with them. Charisma doesn't hurt, but you ought to be able to inspire people even if you're not charismatic, because of the way you behave.

The third aspect is the person is always trying to do the right thing, and the right thing, of course involves self, it involves the company. But if it’s only about advancing the company, then it can’t be ethical. There are many things we could do to advance the company that are bad for the company in the long run or bad for the society.”

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 16 اسفند1391 و ساعت 9 |
 

یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید، «عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردن مان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟»همسرش می‌گوید، «حتماً!»زن توضیح می‌دهد، «این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم. چیزهایی که اذیتمان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»شوهر لبخند زده می‌گوید، «موافقم!»آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.
------روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت، «شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟»مرد گفت، «شروع کن.»زن سه ورق درآورد. لیست بلندبالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. «عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی…» و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی درمورد همسرش که او را اذیت می‌کرد تشکیل شده بود، ادامه داد.مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است. زن متوجه این قضیه شد و پرسید، «دوست داری ادامه بدم؟» مرد گفت، «اشکالی ندارد، ادامه بده، می‌تونم تحمل کنم.»زن به خواندن ادامه داد.آخر کار زن گفت، «خوب تمام شد. حالا تو شروع کن.»
مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت، «دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم، حتی یک چیز به ذهنم نرسید.» بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد. بعد ادامه داد، «چون به نظر من تو در نقص‌هایت کاملاً بی‌نقصی. من تو را آنطور که هستی قبول کرده‌ام--با همه نقاط مثبت و منفی که داری. من کل این مجموعه را دوست دارم. تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی و من واقعاً عاشقتم.»زن ناراحت شد. سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.ما به این دلیل دوست داریم آدمها را تغییر دهیم، که دوستشان داریم.
اما گاهی‌اوقات، انگیزه‌های ما خالص نیستند. گاهی وقت‌ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم. از اینکه دیگران درمورد فرزندان، همسر، خواهر و برادرها و والدینمان چه می‌گویند، خجالت می‌کشیم.
یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدمها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم. ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران !! ؛ وقتی غذایتان را سفارش می‌دهید، می‌فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یکدفعه از چیزی که سفارش داده بودید، پشیمان می‌شوید. این میل به مقایسه کردن، مایه بدبختی‌ بسیاری از زندگی‌های زناشویی است. اگر درآمد شوهرتان را با بیل‌گیتس مقایسه کنید، او هم توان رقابت نخواهد داشت. خیلی وقت‌ها، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می‌کنیم که اصلاً وجود ندارد.
قبل از اینکه ازدواج کنید، برای ارزیابی همسر آینده‌تان باید خیلی دقیق باشید. همه چیز را بررسی کنید. ارزش‌ها، پیشینه، اولویت‌ها، واکنش‌ها، اعتقادات، همه چیز. اما وقتی ازدواج کردید، دیگر دست از ارزیابی کردن بردارید، از انتقاد کردن دست بکشید. دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است. باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید. از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می‌خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند. یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می‌کند. وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید، یک معجزه اتفاق می‌افتد: فرد مقابل یاد می‌گیرد خود را بپذیرد و درنتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییرها شروع می‌شود.چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ ممکن است یک چیز را هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید. مثلاً تلفن‌همراهتان. چرا دوستش دارید؟ چون هر زمان که خواستید می‌توانید به کسانیکه در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید، مثل وقت‌هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده‌اید، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر. چرا ممکن است دوستش نداشته باشید؟ اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند، حتی وقت‌هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید.
خنده‌دار است اما درمورد روابط هم همینطور است.چرا عاشق شدید؟ شوکه نشوید، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید، سال‌های بعد روی اعصابتان خواهد بود. شوخی نمی‌کنیم. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش‌مشرب و بشاش به نظر می‌رسید، سال‌های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد. اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت، قوی و جدی بود، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه‌اش کنید. اگر بخاطر زیبایی بی‌نظیرش عاشق همسرتان شدید، امروز وقتی مجبور می‌شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید. یادتان باشد، هر نقطه قوتی یک ضعف دارد.باز هم نکته‌مان را تکرار می‌کنیم:

اینکه باید از سرزنش کردن و تغییر بر اساس میلتان  دست بردارید
web counterیادتان باشد، هیچوقت نمی‌توانید کسی را درست کنید چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است. هیچوقت از بیرون نمی‌توان به آن اجبار کرد. باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید. باید به آنها آموزش دهید. اما نباید اجبار کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.
منبع:به نقل از ایمیلی از خواهرم!
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در یکشنبه 13 اسفند1391 و ساعت 0 |
به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما مي‌خواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟
1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.
2. در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود . در حکايت فوق هدف خالي کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي.
3.همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست.

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 26 بهمن1391 و ساعت 14 |

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 11 بهمن1391 و ساعت 23 |
مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم 



-اووه !! معذرت میخوام... 



-من هم معذرت میخوام 



-دقت نکردم ... 


ما خیلی مؤدب بودیم 

من و این غریبه 

خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم 

اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور 
رفتار می كنیم 

كمی بعد از آن روز 

در حال پختن شام بودم. 

دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همین كه برگشتم به اوخوردم و تقریباً انداختمش. 

با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار" 


قلب کوچکش شکست و رفت 

نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم 


وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: 


وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت می كنی 


اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار می كنی 

برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی. 



آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است. 



خودش آنها را چیده. 



صورتی و زرد و آبی 

آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه 


هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی 

در این لحظه احساس حقارت كردم 

اشكهایم سرازیر شدند. 



آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم 

بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ 


گفتم : دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم 

نمیبایست اون طور سرت 

داد بکشم 



گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان 



من هم دوستت دارم دخترم 



و گلها رو هم دوست دارم 



مخصوصا آبیه رو 

گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن 



میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو 
+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 5 بهمن1391 و ساعت 11 |

اونایی که تست تقلب شون  تا الان مثبت شده...!!!!!

آیا افرادی که در امتحانات تقلب می کنند احتمال تخلف در کار یا زندگیشان هم بیشتر است؟

نکته:افزایش تعداد مراقبان و استفاده از دوربین های مداربسته راه مقابله با تقلب و تخلف نیست

------

تقلب چیست؟تقلب یعنی سو استفاده از دست رنج دیگران کاری که ممکنه خیلی از ما انجام بدهیم یا داده باشیم.خوبه یه زمانی به خودمان بیاییم که چه کار نادرستی داریم می کنیم.و اگه انجام دادیم دیگه تکرارش نکنیم.

تقلب یعنی اینکه تا امروز حدود بیست تا وبلاگ و سایت هم رشته عین مطلب این وبلاگ و کپی کردن به اسم خودشون!! میگین نه خط سوم این پست که اولش نکته داره را در جستجو کنید اونایی که تست تقلب شون مثبت شده مشخص می شوند

تقلب یعنی دزدی افکار دیگران 

دزدی اطلاعات دیگران

یکی خودشو جای یکی دیگه جا بزنه

یا خودشو اونجوری نشون بده که نیست

مثلا تابلو بزنه متخصص ولی نباشه

کلاس الکی بزاره و.....

نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟

-----

ساناز نوشته پس منبع عکس کو؟خوب راست می گه تعارف که نداریم اینم تقلبه چون همه که بلد نیستند روی عکس راست کلیک کنند و منبعش را ببینند اینم منبع عکس(ممنون از ساناز):

http://s3.picofile.com/file/7504842682/f_11oavnfmj9m_7720a17.gif


+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در جمعه 22 دی1391 و ساعت 0 |
در مغز کودک بیش فعال چه می گذرد؟لینک زیر را ببینید

http://braintrain.paarand.org/update.aspx?cat=News&id=7


+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 13 دی1391 و ساعت 11 |
عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگي کني چون اگر فقط عاشقانه انتخاب کني عاجزانه زندگي خواهي کرد!مجبوری تحمل کنی.اون موقع شاید روت نشه دوباره بیای برای مشاوره.ولی بیا...!!

عجب مهارتی دارن گربه های کوچه ما! با یک بو کشیدن می فهمند که خیلی چیزها ارزش نگاه کردن هم ندارن چه برسد به وقت گذاشتن!!

من عدد هستم هر چی منو به توان برسانی چیزی به تو اضافه نمی شود فکر می کنی مهم شدی،خودت هم می دانی که....

آخرش نفهمیدم چرا بعضی ها حاضرن هر مشقت و خفتی را تحمل کنند ولی روزی دو ساعت کتاب نخونن!! منظورم فقط کتاب درسی  نیست..

هیچ چیزی خودش خود بخود خراب نمی شه که خود بخود خودش هم درست بشه... بی خیال درست می شه!!

اینم شده معضل: یه سری از افراد لازمه در جلساتی باشن که یه چیزایی را یاد بگیرن ولی اصلا طرفش نمیان.اونایی که آموزش می دن قوی می شن ولی اونایی که باید باشن کمتر میان...

خیلی کار کردم اگر توانسته باشم واقعا بفهمم که هر عمل من در جامعه دیر یا زود به من هم مربوط می شود.چه خوب چه بد.. حیف که در آپارتمانهای به این  کوچکی بعضی نمی فهمند که کف خانه تو سقف دیگری است...

نمی دانم او ما را عادت داده یا ما او را.من فکر می کنم ما او را.اگر سر ساعت بروی می گویند امروز وقتت آزاد بود؟نفس راحتی می کشی ها!!نمی گویند وقت شناس است. اگر با ماشین نباشی، می گویند چی شده پیاده؟؟!! دوچرخه سوار شی،می گن شما و دوچرخه!! زیاد دم دست باشی،می گن ........ 

زمانی مفید هستی که مفید بودنت به چشم بیاد حتی اگر مفید نباشی.اینو اونایی که محتاجن مشخص نمی کنن اینو اونایی که نیاز ندارن مشخص می کنن! خدا رو شکر که محافل علمی اینطور نیستن!!!!




+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 13 دی1391 و ساعت 0 |
1- در ارایه خانم حاجیان نکته مهم در روابط زوجین که مورد تاکید بود را بنویسید.

2- در ارایه خانم موسی پور دو راهکار اصلی کنار آمدن با استرس چه بود؟

3- در ارایه خانم رحمان نژاد از ده اصل ثابت فرزند پروری سه اصل را بنویسید.

4- بر اساس ارایه خانم ها حسن نژاد،خورده مهر راهکارهای اصلی در پیشگیری از خیانت زناشویی چیست؟

5- خانم حسن زاده در توضیحات خود درباره بیش فعالی چه رویکرد مهم درمانی را مورد تاکید قرار دادند؟

6- دو عنصر اساسی ذهن آگاهی بر اساس ارایه خانم ها شمشیری و زارعی را بنویسید.

7- نام ماده مخدری که در کلاس معرفی شد و به شکل آدامس قابل دسترس است را بنویسید.

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در پنجشنبه 7 دی1391 و ساعت 14 |

فردی دیگر در تفریح گاه صدای ضبط ماشین خود را آنقدر بلند می کند که در کمال تعجب احساس   غرور هم می کند.او افتخار می کند!!؟؟

صحبت یک دانشجو با مادر قبل از ورود به اتاق: مامان همینجا باش من میرم زود بر می گردم .زیاد با استاد کار ندارم.بعد از ورود دانشجو به اتاقم از دانشجو خواستم به مادرتان بگویید بیاد داخل اونجا برای نشستن جایی نیست و شما هم رفع اشکال پایان نامه تان زیاد طول می کشد.دانشجو ظاهرا تمایلی نداشت.اما اصرار زیاد من دانشجو را مجبور کرد مادرش را به داخل اتاق بیاورد.مادر با خجالت داخل می آید.هر دو با عذرخواهی نشستند.فهمیدم دانشجو از حضور مادرش خجالت می کشد!!

دانشجوی ترم اولی دیگری که با پدرش دانشگاه آمده بود جوری در حیات دانشگاه راه می رفت که نشان دهد انگار با اون مرد که پدرش بود همراه نیست او پدرش بود اما تیپشان با هم فرق می کرد.او خجالت می کشید!!

برادری به اتفاق مادر و برادر دیگرش که معلول بود از پله های پاساژ پایین می آمدند.برادر سالم قصد داشت سریعتر برود تا با مادر و برادر معلولش به چشم نیاید.او هم خجالت می کشید!!

در کلاس سمینار از دانشجویی پرسیدم محل سکونتتان کجاست؟از کجا می آیید؟ جواب داد: از نکا.یکی دیگه با صدایی آرام و البته قابل شنیدن برای خیلی ها گفت:از روستای چ. عده ای خندیدند و دانشجو خجالت کشید!!

چند روز پیش می خواستم وسیله ای بخرم.دانشجویم را دیدم که کنار پدرش مشغول فروش بود من را که دید قصد مخفی شدن داشت.وقتی جلو رفتم با خجالت سلام کرد.او خجالت کشید!!

در خیابان فردی را دیدم که با غرور قدم می زد و سیگار را با افتخار می کشید.او افتخار می کرد!!

استاد ببخشید:بعد از تحقیقات درباره اون آقا متوجه شدم شغل پدرش را به من دروغ گفته.پدرش راننده است به من گفته مهندس ساختمان هست. به نظر شما.....

کم نمی بینیم افرادی که از صحبت کردن به زبان محلی خودشان یا پوشیدن لباس سنتی شان خجالت می کشند!!

فردی دیگر در تفریح گاه صدای ضبط ماشین خود را آنقدر بلند می کند که در کمال تعجب احساس   غرور هم می کند.او افتخار می کند!!؟؟

آقای دکتر می خواستم بینی من را عمل کنید. دکتر: چه مشکلی دارید؟ بیمار(واقعا بیمار): همینجوری! برای زیبایی... دکتر باانصاف:به نظر لزومی نداره عمل بشه : بیمار:نه من خجالت می کشم با این بینی .... (دکتر بی انصاف:بله چهره شما را خراب کرده.بینی نقش مهمی در زیبایی و اعتماد به نفس دارد.کلا بینی اساس شخصیت آدم و بشریت است.علت تمام بدبختی های شما از بینی تان است ..... بیمار تا یک ماه بعد از عمل:از اینکه همه به بینی زیبای من نگاه می کنند به خودم افتخار می کنم....!!!

و ..... 

به نظر من یکی از اصول مهم در سلامت روانی اینه که افراد خودشان و شرایطی که در اون هستند را بپذیرند.بله, پذیرش موقعیتی که زندگیشان را مدیون اون چیزها هستند.اینطوری بار زیادی از استرس هایشان کم می شود.

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود،آبراهام پس از سالها تلاش وشکست، در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود. زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد: "آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!"

او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد: "من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت. چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم. آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود!

افتخار به.... خجالت از.... (حسن عبداله زاده)http://psychologyinfo.blogfa.com



+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 22 آذر1391 و ساعت 22 |

http://irhealthpsychology.com

 اطلاعات علمی جامع درباره روان شناسی سلامت

انجمن روان شناسی سلامت ايران برگزار می کند:

اولين سمينار تخصصی روان شناسی سلامت

به سخنرانی جناب آقای دکتر احمد علی پور، رييس انجمن روان شناسی سلامت ايران

زمان: دوشنبه ۲۷/۹/۱۳۹۱ ساعت ۱۳ تا ۱۵

مکان : کريم خان زند -خيابان نجات اللهی - نبش سپند - ساخنمان آموزشی دانشگاه پيام نور مرکز تهران جنوب - طبقه هفتم - سالن شهيد عضدی

از کليه علاقمندان به حيطه روانشناسی سلامت دعوت می شود تا در اين سمينار تخصصی شرکت نمايند .
09361218570

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در یکشنبه 12 آذر1391 و ساعت 11 |
 

ماده مخدری هست که ممکن است شما ندانسته و ناخواسته آن را مصرف کنید! ترسیدید؟

کلیک کنید

 http://uploadfa.net/uploads/13543083681.pdf

یا

http://uploadpa.com/beta/12/ufd6cl69fl8s1d54phpj.pdf


از همه راحت تر قابل دسترس است!! یعنی حتی ممکن است فروشنده هم نداند که چه خیانتی در حق مشتری اش می کند،شاید هم بداند.

می توانید در حضور دیگران آن را مصرف کنید و کسی به فکرش هم نمی رسد که شما دارید مواد مصرف می کنید

دختر دو ساله من هم می تواند این ماده را از دست پسر دایی هشت ساله اش یا هر کس دیگری بگیرد!!

عوارض این ماده شامل ........

امروز که یازدهم آذرماه 1391 هست قیمت در استان های شمالی حداکثر حداکثر هزار تومان است!.

این ماده چیست؟

فایل یک صفحه ای زیر را دانلود کنید، بخوانید سپس از طریق تکثیر برای اطرافیان خود اطلاع

 رسانی کنید.خیلی از افرادی که نیاز به این اطلاعات دارند به اینترنت دسترس ندارند. 

http://uploadfa.net/uploads/13543083681.pdf

یا 

http://uploadpa.com/beta/12/ufd6cl69fl8s1d54phpj.pdf

= = = = = = = = 


خطرناک ترین ماده مخدر و اعتیاد آور برای جامعه کدام است؟

حسن عبداله زاده(عضو هیات علمی روان شناسی دانشگاه پیام نور)  http://psychologyinfo.blogfa.com

تصور کنید شما الان به هر دلیلی  قصد مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی داشته باشید!! چه می کنید؟؟!!

نکته اول در این سوال: شما خواسته و از روی اراده دنبال مواد می روید تا آن را بیابید نه ناخواسته و ندانسته. اما ماده مخدری هست که ممکن است شما ندانسته و ناخواسته آن را مصرف کنید! ترسیدید؟ خوشبختانه این چند دقیقه ای که این خطوط را می خوانید از این خطر رهایی می یابید.

نکته دوم: درست است که برخی مواد مخدر مثل تریاک و غیره بعضا به راحتی قابل دسترس اند اما این ماده ای که من می خواهم درباره آن صحبت کنم از همه راحت تر قابل دسترس است!! یعنی حتی ممکن است فروشنده هم نداند که چه خیانتی در حق مشتری اش می کند،شاید هم بداند.

نکته سوم: ماده ای مثل کراک به خاطر نداشتن بو و راحتی در مصرف و مهم تر از همه اینها عدم اطلاع رسانی به موقع خیلی سریع بلای خانمان سوز شد اما این ماده از کراک و اکس هم مصرفش راحت تر است و می توانید در حضور دیگران آن را مصرف کنید و کسی به فکرش هم نمی رسد که شما دارید مواد مصرف می کنید.تازه بوی خوبی هم دارد!! و مهم تر اینکه مثل کراک و اکس که خیلی دیر اطلاع رسانی شده(منظورم اطلاع رسانی عمومی و رسانه ای وسیع) در این چند سالی که جای پا در استانها باز کرده ( من در بهشهر با اطمینان می دانم به فروش رفته،در ساری هم امروز فرد دیگری به من آدرس داد و شک نکنید در محل سکونت شما هم....) آموزش موثری داده نشده است.در ماه محرم سه سخنرانی با موضوع پیشگیری از اعتیاد داشتم در هر سخنرانی میانگین 300 نفر حضور داشتند فقط 3 نفر اسم این ماده را شنیده بودند.یعنی از هر 1000 نفر سه نفر می دانستند.

نکته چهارم: برای استعمال مواد مخدر قبلی حداقل تجهیزاتی لازم است که همین دست خیلی ها را برای مواد در هر مکانی می بندد.این ماده جدید نیاز به هیچ چیزی ندارد!!تازه از سن دو سالگی قابل استفاده هست.یعنی بگذارید عینی و عملی صحبت کنم دختر دو ساله من هم می تواند این ماده را از دست پسر دایی هشت ساله اش یا هر کس دیگری بگیرد و ... . راستی این ماده برای بی دندان ها هم قابل استفاده است یعنی شکل فقط مکیدنی هم دارد!

نکته پنجم: عوارض این ماده شامل زردی دندان ها،آسیب جدی به سلول های مغزی، سرطان دهان ، حنجره ، لثه و ايجاد عارضه در دستگاه تنفسي و قلب و عروق نیز از عوارض این ماده است.این ماده می تواند سبب ايجاد بيماري‌هاي عفوني مانند سل و هپاتيت شود. از دست دادن تعادل رفتاري ، گيجي و شادي كاذب و تشنگي و عقیمی از ديگر عوارض مصرف اين مواد است.این ماده متاسفانه اعتیاد آور است و به نام ها و اشکال و بسته بندی های متنوع به بازار آمده است.

نکته ششم:قیمت این ماده چقدر است؟چند سال پیش که وارد ایران شد از 50 تا تک تومانی تا 300 تا تک تومانی!! امروز که یازدهم آذرماه 1391 هست در استان های شمالی حداکثر حداکثر هزار تومان است!.می خواستم هزار را به عدد بنویسم (1000 )گفتم شاید شما اشتباها ده هزار تومان بخوانید.

این ماده چیست؟ آدامس پان پراگ! بله آدامس. همه اون شش نکته بالا را داراست.دوباره بخوانید.البته به شکل پاستیل و مکیدنی هم وجود دارد. به عنوان خوشبو کننده دهان و شادی آفرین  تبلیغ می کنند.آدامسی که ممکن است به طعم نعناع یا هر چیز دیگری باشد و با اسم های  “راجا” ، “تايتانيك”،”پان عربي” ، “ويتامين” ، “ملوان زبل” ،”پان اسفناج” “گوتكا” ،”ناس خارجي” و “پان پاكستان” هم معروف شده است.بعضا بسته بندی های خوشگل همراه با تصویر هنر پیشه های هندی و پاکستانی.مواظب باشید.این  موارد را اطلاع رسانی کنید.

http://psychologyinfo.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در شنبه 11 آذر1391 و ساعت 0 |

دومین همایش ملی روان شناسی

دانشگاه پیام نور مهاباد


http://mpsychology.ir/


محورهای دومین همایش ملی روان شناسی دانشگاه پیام‌نور

دانشجویان و آسیب‌های روانی اجتماعی

دانشجویان و آسیب‌های نو پدید

دانشجویان و سلامت روانی

دانشجویان و شادکامی

روان‌شناسی سلامت

روان سنجی

مشاوره و راهنمایی

روان‌شناسی شناختی، آموزش و یادگیری

روان‌شناسی شخصیت، تحولی، بالینی

سایر زمینه های مرتبط در زمینه مسایل روان‌شناسی

نام دبير همايش: دکتر علی مصطفایی
مسئول كميته علمي: دکتر حسین زارع
مسئول كميته اجرايي: حسن امین پور

اعضاي كميته علمي:
1. دکتر احمد علی پور، استاد دانشگاه پیام نور
2. دکتر زینب خانجانی، دانشیار دانشگاه تبریز
3. دکتر باباپور، دانشیار دانشگاه تبریز
4. دکتر یوسف کریمی، استاد دانشگاه علامه طباطبائی
5. دکتر علی اصغر کاکوجویباری، دانشیار دانشگاه پیام نور
6. دکتر اسماعیل سعدی پور، دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
7. دکتر محی الدین محمد خانی، دانشیار دانشگاه پیام نور
8. دکتر علیرضا مرادی، دانشیار دانشگاه تربیت معلم تهران
9. دکتر سید داود حسینی نسب، استاد دانشگاه آزاد تبریز
10. دکتر احمد برجعلی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
11. دکتر مهناز علی اکبری، استادیار دانشگاه پیام نور
12. دکتر اکبر رضایی استادیار دانشگاه پیام نور
13. دکتر علیرضا آقایوسفی، دانشیار دانشگاه پیام نور

تقویم همایش و راهنمای تنظیم خلاصه مبسوط  در سایت همایش

http://mpsychology.ir/


+ نوشته شده توسط حسن عبداله زاده در چهارشنبه 8 آذر1391 و ساعت 21 |