دنیای کودکان در نقاشی های آنها
دنیای کودکان در نقاشی های آنها
دانشجویان روان شناسی و مشاوره دانشگاه نظر خود را درباره عملکرد و امکانات آزمایشگاه روان شناسی مطرح نمایند.لطفا نظراتتان را در پایین همین قسمت و با کلیک روی نظر بدهید ارایه کنید .با تشکر
پانداس مخفف کلمات
به معنی اختلالات عصب روانپزشکی خود ایمنی وابسته به عفونت های استرپتوکوکی اطفال است.
این سندرم در واقع این فرضیه که دسته ای از کودکان با علایم وسواسی جبری و یا اختلالات تیک وجود دارند که علایم آنها به دلیل عفونت های ناشی از گروه آ استرپتوکوک های بتاهمولیتیک ایجاد می شود، را تایید می کند. ارتباط پیشنهادی میان عفونت و این اختلالات همان واکنش خودایمنی به آنتی بادی های ضد عفونت فوق و تشابه ساختاری و در نتیجه تداخل آنها با عملکرد عقده های قاعده ای و در نهایت تشدید علایم رفتاری مبتلایان است.
فرض بر این است این سندرم نوعی اختلال اتوایمیون است که به اختلالاتی مانند انواع تیک ها، تفکرات وسواسی و اعمال جبری و دیگر سندرم ها مانند سندرم تورت منتج گردد.
بیماری دیگری که شبیه سندرم پانداس است و در واقع نقش عفونت استرپتوکوکی در آن مشهود است کره سیدنهام است که شباهت این دو همان درگیری خود ایمنی گانگلیون های قاعده ای مغز است ولی تفاوت این دو آن است که بر خلاف سیدنهام، پانداس با تظاهرات دیگر تب روماتیسمی حاد مانند التهاب قلب همراهی ندارد.
از جمله مشخصاتی که ممکن است این افراد داشته باشند علاوه بر علایم وسواسی و اختلالات تیک آنها، ممکن است علایم دیگری مانند، ناپایداری عاطفی، انورزی یا همان بی اختیاری شبانه، اضطراب و بدتر شدن دست خط کودک را نام برد. البته عفونت استرپتوکوکی گلوی کودک نیز ممکن است در پانداس مشاهده شود.
تشخیص:
پنج کرایترایای تشخیصی برای این سندرم وجود دارد، که عبارتند از:
1- وجود اختلال تیک و/یا اختلال وسواسی جبری
2- تظاهر علایم عصبی روانی پیش از بلوغ
3- وجود تاریخچه ای از شروع ناگهانی علایم و/یا وجود دوره ای از تشدید یا تخفیف علایم
4- شواهدی از ارتباط میان علایم و عفونت استرپتوکوکی
5- وجود حرکات کره ای و افزایش فعالیت در طول تشدید علایم
درمان:
درمان این سندرم شبیه درمان اختلالات وسواسی جبری و تیک است. که شامل درمان رفتاری شناختی کودکان است و درمان های دارویی برای درمان وسواس مانند فلوکستین و ... و درمان های مرسوم برای تیک. در تعدادی از مطالعات استفاده از پنی سیلین و آزیترومایسین جهت پیشگیری از ابتلا به این سندم موثر نشان داده شده است.
منبع



ويليام گلاسر" معتقد بود انسان بايد با واقعيت روبهرو شود. اساس واقعيتدرماني بر اين اصل كه انسانها همواره رفتار خود را انتخاب ميكنند، استوار است. هر نوع رفتاري كه از فرد سر ميزند، انتخاب شده است و هر رفتار براي کاهش سطح ناکامي يا ارضاي نياز خاصي انجام ميگيرد. اگرچه ممكن است اين رفتار ناكارآمد باشد، اما به اين علت كه فرد راه بهتري براي کاهش ناكامي خود در آن لحظه نميشناسد، به رفتار خود ادامه ميدهد.
ده اصل بديهي تئوري انتخاب*
اساس "نظريه انتخاب" شالودهاي نظري در مورد رفتار آدمي، چرايي و چگونگي آن است.
در تئوري انتخاب ده اصل بديهي وجود دارد كه عبارتند از:
1. تنها فردي که ميتوانيم رفتارش را کنترل کنيم، خود ما هستيم.
2. تنها چيزي که ميتوانيم به فرد ديگري بدهيم "اطلاعات" است.
3. تمام مشکلات دامنهدار و پايدار روانشناختي از مشکلات ارتباطي نشأت ميگيرند.
4. وجود يک رابطه مشکلدار، همواره بخشي از زندگي کنوني ماست.
5. آنچه در گذشته بر ما رفته است، بر شرايط کنوني ما اثري شگرف و غيرقابل انکار دارد. اما ما ميتوانيم نيازهاي بنيادين خود را به طور مناسبي ارضا كرده و براي ارضاي آنها در آينده طرح و برنامهريزي انجام دهيم.
6. هر يک از ما يک جهان کيفي (دنياي مطلوب) خاص خود را در ذهن خويش به عنوان "جهان مطلوبِ" خود دارد.
7. تمام آنچه از ما سر ميزند "فقط يک رفتار" است.
8. تمام رفتارهاي ما از يک کليت برخوردار است که از 4 مؤلفه (بخش) تشکيل شده است كه عبارتند از: فکر، احساس، فيزيولوژي (کارکرد بدن يا احساسات جسماني)، عمل
9. تمام رفتار کلي ما انتخاب شده است. ما بر عناصر و مؤلفههاي عمل و فکر به صورت مستقيم کنترل داريم و بر بخش احساسات و فيزيولوژي (احساسات جسماني) به صورت غيرمستقيم، از طريق آنکه چگونه فکر يا عملي را انتخاب کنيم، کنترل داريم.
10. تمام رفتار کلي ما به وسيله "فعل" يا "اسم" خاصي نامگذاري شده و قابل شناسايياند. مثلاً : افسردگي (اسم)، افسردگي کردن (فعل) يا ترس (اسم)، ترسيدن (فعل).
همان طور كه گفته شد بر اساس تئوري انتخاب: همه آنچه از ما سر ميزند رفتار است و همه رفتارهاي ما معطوف به هدفي است. ما هيچ رفتاري را بدون هدف انجام نميدهيم. هدف چيست؟هدف كوچكترين تا بزرگترين رفتار ما، براي ارضاي 5 نياز فطري ماست.
اين نيازها داراي ويژگيهايي هستند:
1 ـ سرشتي هستند، نه آموخته شده
2 ـ كلي هستند، نه اختصاصي
3 ـ فراگير و جهاني هستند، نه وابسته به هيچ فرهنگي
اين پنج نياز فطري عبارتند از:
1ـ نياز به عشق و تعلق خاطر: همه دوست داريم كه دوست داشته شويم و دوست بداريم. اگر رابطه عاطفي (عشق و تعلق خاطر) هر انساني تهديد شود، از خود رفتارهاي ناكارآمد نشان ميدهد.
2ـ نياز به آزادي: منظور از اين نياز، ضرورتا نياز به آزادي سياسي نيست، بلكه نياز به استقلال فردي است. اينكه فرد بتواند براي تعيين نحوه زندگي خود حق انتخاب داشته باشد و هيچ گزينهاي (نوع آرايش مو، نوع و رنگ پوشش فرد) به او تحميل نشود. چرا كه انسان دوست دارد خود، كنترل زندگي خود را به دست داشته باشد و براي بيان خود آزاد باشد.
البته بايد گفت آزاديهاي سياسي و اجتماعي نيز، وجهي از اين نوع آزادي محسوب ميشوند. بسياري از جوامع هستند كه در آنها هيچ محدوديت سياسياي وجود ندارد، اما هنوز در روابط انساني، بايدها و نبايدها از سوي ساير افراد و نه سياست حاكم بر جامعه و دولت، به فرد تحميل ميشوند. براي نمونه در مراودات فردي مانند روابط زوجين، كه يكي از طرفين براي ديگري بايدها و نبايدها را تعيين ميكند، اين كه چرا اين لباس را پوشيدي؟ چرا اين گونه خنديدي؟ در اين صورت فرد با خود فكر خواهد كرد كه من براي خنده خودم هم آزادي ندارم. بنابراين احساس خوشحالي و خشنودي نخواهد داشت. آزادي به اين مفهوم كه فرد بتواند خود را مطابق سلايق، فهم و شعور خود مديريت كند.
3ـ نياز به پيشرفت و قدرت: هيچ فردي نميخواهد درجا بزند. همه، پيشرفت را دوست دارند و به محض احساس سكون و درجا زدن، احساس افسردگي خواهند كرد.
انسانها نيز همانند درخت تا زماني كه رشد ميكنند، بالنده، با طراوت و شاداب هستند؛ به محض اينكه از رشد باز ميايستند، از درون شروع به پوكيدن ميكنند و در مقابل كوچكترين بادها، ميشكنند.
4ـ نياز به تفريح: تفريح يعني كاري را فقط و فقط براي لذت بردن انجام دادن.
امروز تمام تلاشها به صورت مستمر، صادقانه و منظم معطوف پيشگيري و مبارزه با اعتياد است. اما با وجود تمام اين تلاشها تاكنون اين پرسش مطرح نشده است كه چرا جوانان معتاد ميشوند؟ چرا سن اعتياد هر روز پايينتر ميآيد؟
اين حقيقت را بايد پذيرفت كه اعتياد يك رفتار است. رفتار يك فرد معتاد معطوف به هدفي است. تفريح، يكي از مباني بنيادين اعتياد محسوب ميشود. افراد دور يكديگر جمع ميشوند و محفل و بزم كشيدن مواد را ايجاد ميكنند كه اين بزم در ابتدا نوعي سرگرمي (fun) است و واقعا نياز به تفريح آنها را ارضا ميكند. اما نميدانند كه ارضاي كنوني اين نياز، در آينده گرفتاريهاي بسياري را به وجود خواهد آورد.
نياز به تفريح، نياز به لذت بردن از يك فعاليت است. بايد اين پرسش در جامعه مطرح شود كه براي تفريح افراد تا چه اندازه محدوديت ايجاد شده است؟ فرد بايد خلاقانه تفريح خود را انتخاب كند و براي تفريح وي، معيار ارزشي قائل نشوند. چه بسا كه در اين صورت جوانان، تفريح را در منازل براي خود خلق خواهند كرد.
مواد مخدر، يك واقعيت است و بايد آن را پذيرفت. اعتياد در مراحل اوليه، قبل از اين كه فرد را درگير كند، تفريح فراواني را براي فرد ايجاد ميكند. به قول شاعر: هنگامي كه كوكنال (عصاره ترياك) در رگهاي من است، افلاطون كودكي است، دستش را ميگيرم و مدينه فاضله را نشانش ميدهم.
در حقيقت زماني كه فرد ترياك ميكشد، گويي همه چيز دارد و دنيا در دستانش است.
نياز به تفريح يك نياز اساسي است. چرا دانشآموزان در مدرسه درس نميخوانند؟ براي اين كه مدرسه هيچ زمينهاي را براي تفريح آنها ايجاد نميكند. در همه جاي دنيا به كار واداشتن كودكان، خلاف قانون محسوب ميشود؛ اين در حالي است كه در مدارس ايران دانشآموزان براي منزل تكليف و کار دارند. اين دانشآموزان هنوز به سن كار نرسيدهاند و بايد تفريح و بازي كنند، بايد جهان را كشف كنند.
مدرسه بايد قادر باشد درس را با تفريح درهم آميزد. چرا كه در اين صورت نياز به تفريح دانشآموزان نيز برطرف خواهد شد. از آن جايي كه يادگيري و پيشرفت نيز بخشي از نيازهاي افراد محسوب ميشوند، قرار دادن اين دو نياز در كنار تفريح باعث ميشود دانشآموز دريابد كه هم بايد تفريح كند و هم بايد درس بخواند و پيشرفت كند.
5ـ نياز به بقا: مسكن، پوشاك و خوراك كه پول در تامين آنها نقش اساسي را ايفا ميكند، به همراه احساس امنيت مولفههاي اصلي نياز به بقا محسوب ميشوند.
البته بايد توجه داشت که هر رفتار ضرورتا يك نياز را ارضا نميكند. براي نمونه ممكن است انگيزههاي فرد در پرداختن به شغل خود موارد زير باشند:
كسب پول و درآمد، كه ابزاري براي تامين نياز به بقا محسوب ميشود. ثابت كردن خود به عنوان نيرويي مولد به مديريت محل اشتغال؛ كمك به كشور براي دست يافتن به چشم اندازهاي جامعه به منظور تامين نياز به عشق و تعلق خاطر؛ يافتن گزينههاي كاري جديدتر براي توانمندتر شدن، كه در اين صورت نياز به آزادي فرد نيز تامين خواهد شد.
اعتقاد "نظريه انتخاب" (choice theory) بر اين است كه همه مردم در تمام ساعات زندگي خود، يك فركانس راديويي با عنوان " What Is In It For Me?) "W.I.I.F.M"چه چيزي در اين براي من وجود دارد؟" در گوش خود دارند كه پس از گوش كردن به آن و بررسيهاي لازم، از خود رفتار نشان ميدهند.
والدين بايد بدانند كودك در هنگام لجبازي، در حال پافشاري كردن بر روي ارضاي يكي از نيازهاي خود است و آنها بايد اين نياز كودك را شناسايي كنند.
محصل اگر تكاليف خود را انجام نميدهد، از خود رفتاري نشان داده است كه معطوف به هدفي است؛ اين هدف نيز در راستاي ارضاي يكي از نيازهاي محصور شده اوست. معلم ميتواند به دانشآموز كمك كند تا اين محصوريت را از بين ببرد. دانشآموز قادر به بيان درست ناكامي خود نيست. چنانچه معلم بداند چه كاري بايد انجام دهد و چگونه برخورد كند، پيوندي عميق با دانشآموز برقرار خواهد كرد و به راحتي با دانشآموزان كنار خواهد آمد.
ارضاي اين نيازهاي پنجگانه ثابت نيست، بلكه به طور مداوم پوياست. اگر نيازهاي فعلي ما برطرف شوند، روز بعد بايد به صورت مسوولانه و واقعگرايانه، و منطبق بر نُرم جامعهاي كه در آن زندگي ميكنيم، خواستههاي جديد خود را ارضا نماييم
مصاحبه خبرگزاری دانشجویی ایران با دکتر علی صاحبی برگرفته از:
برخی تغيير اساسي در ملاکهای تشخيصي اختلالهای شخصيت در پنجمين نسخه راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهای رواني (DSM-5)
"در ملاک های تشخیصی پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا APA ارائه شده است، صورت بندی جدیدی جهت ارزیابی و تشخیص اختلال های شخصیت پیشنهاد می کند.
تغییر پیشنهادی شامل تلفیق انواع اختلال ها با ویژگی های شخصیت بیمارگون و مهم تر از آن، در مورد سطوح مختل شدن عملکرد که در قالب «کارکرد شخصیت» تعریف می گردد، می باشد. مدل دورگه فوق با چهارچوب چندبعدی خود، تفاوت فاحشی نسبت به شیوه ارائه اختلال های شخصیت در راهنمای فعلی دارد؛ در DSM فعلی که اختلال های شخصیت در مقولههای رفتاری انعطاف ناپذیری ارائه شده اند، ملاک های جدید با هدف حداکثر کاربرد برای درمانگران و حداکثر سودمندی برای بیماران تنظیم شده اند.
DSM طبقه بندی استانداردی است که توسط متخصصان سلامت روان و سایر متخصصان حوزه سلامت برای مقاصد پژوهشی و تشخیصی مورد استفاده قرار می گیرد. ویرایش جدید راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی که در سال 2013 منتشر خواهد شد، حاوی آخرین دستاوردهای علمی در خصوص سببشناسی، ویژگی ها و ارتباطات اختلالات روانی است. انتشار DSM-5 حاصل بیش از یک دهه فعالیت دقیق و مستمر صدها متخصص از سراسر دنیا می باشد.
در طرح پیشنهادی کار گروه بخش شخصیت و اختلالات شخصیت DSM-5، انواع اختلال شخصیت از 10 طبقه به 6 طبقه خاص (ضداجتماعی، اجتنابی، مرزی، خودشیفته، وسواسی / جبری و اسکیزوتایپال) کاهش یافته است. ولیکن برای دریافت تشخیص از بین این طبقه های توصیفی، چندین شرط باید وجود داشته باشد.
فرد باید مختل شدن معناداری را به طور شاخص در دو حوزه از کارکرد شخصیت –خود و بین فردی- تجربه نماید. بنا به تعریف خود نه تنها به چگونگی دیدگاه فرد از خود بلکه به شیوه ای که فرد اهداف خود را در زندگی تعیین و دنبال می کند اشاره دارد. بین فردی نیز به توانایی یک شخص در درک نقطه نظر دیگران و ایجاد روابط نزدیک با آنان اشاره دارد. مقیاسی که از طریق آن این موارد مورد قضاوت قرار خواهند گرفت، از کم تا شدید درجه بندی می شود.
دکتر اندرو اسکودول دارای کرسی در کار گروه فوق و استاد پژوهش روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه آریزونا بیان می کند «پیش از این، ما به اختلالات شخصیت به صورت دونمادی نگاه می کردیم. [بر این اساس]، فرد یا دارای اختلال بود یا نبود، اما ما اکنون پی برده ایم که آسیب شناسی شخصیت یک امر درجه ای است.»
همچنین دکتر رابرت کروگر، یکی از اعضای کار گروه شخصیت و استاد روانشناسی دانشگاه مینسوتا اظهار می کند، «ملاک های پیشنهادی ما از این دیدگاه می گریزد که آسیب شناسی شخصیت فقط در یک دسته از اختلالات خلاصه شود. بلکه ما در حال تعریف آن [آسیب شناسی شخصیت] به صورت یک ویژگی کلی تر هستیم.» زیربنای پیشنهادات کارگروه شخصیت حاصل مطالعات طولی و سایر پژوهش های بالینی است که شروع آن از اوایل دهه 1990 می باشد. از آن زمان نقص های ملاک های تشخیصی رفتارمحور فعلی آشکار شده است. به دلیل آن که رفتار می تواند در طول زمان متناوب و تغییرپذیر باشد، ملاک تشخیصی فعلی، مانعی در جهت تشخیص صحیح و پیشرفت درمان محسوب گردد. در مقابل، توجه به مختل شدن های کارکرد شخصیت و ویژگی های شخصیتی بیمارگون (یعنی چیزی که در ملاک های تشخیصی DSM-V مدنظر است) بدون توجه به موقعیت، گرایش به ثبات بیشتر در طول زمان و تداوم دارند. دو مفهوم ثبات و تداوم از الزامات ملاک های تشخیصی نسخه تجدیدنظر شده هستند".
پیمان یوسف زاده برگرفته از:
www.dsm5.org
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.خجالت نکش پرتابش کن
بدون کت برو بیرون! یه کم دستاتو تکون بده!موقع سلام کردن دست تکون بده
در حمام آواز بخوان.وقتی خودتو میشوری نزار فکرای مزاحم آلوده ات کنن
بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن .باهاشون حرف بزن
شعر بخون. زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.همین الان!این متنو بعدا هم می تونی بخونی.
شنا کن.
سنگ صاف پیدا کن روی آب سر بده از دو تا بیشتر سر خورد واقعا کیف کن
وسطی بازی کن. الک دولک بلدی؟
قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. قشنگ نگاهشون کن تا برسن پایین
کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده. رفتی کوه فریاد بزن تا صدات بخوره به کوه روبرو و برگرده.حالا می دونی که هیچ عملی بی عکس العمل نیست
با بچه ها توپ بازی کن.وقتی گل خوردی یا لایی خوردی ناراحت شو.
کتابی بخون تا جریان داشته باشی.
اگه مطالعه نکنی ذهنت از بیهودگیها تغذیه می کنه.نکنه فاسد بشی...
خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن!
وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باش
تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.
وقتی نون گرفتی و گرسنه ات بود یه گوشه نون را بکن و راحت بخور.در نانوایی پف های روی نون لواش را با انگشت سبابه سوراخ کن.ریزه نون های برشته نونوایی را بخور!
نون را از روی زمین بردار ببوس و بزار جلوی لونه مورچه ها...
هیچ وقت خودت را به مردن نزن!به مریضی هم نزن!به بیحالی هم نزن.زیاد بخوابی یعنی هر سه تا کاری که نباید می کردی رو انجام دادی. عادت می کنی
با بقیه فرق می کنی.اینو باور کن.راحت می شی!
برای عید تخم مرغ رنگی درست کن به بچه ها بده ببین چه کیفی می کنند.به پدر مادرشون هم بدی هیچ وقت یادشون نمی ره اون احساس قدیمیه به یاد ماندنی.
بازی بچه ها رو ببین چه دنیای پاکی داره اگه تونستی باهاشون بازی کنی خیلی پاکی اگه نمی تونی بازیشونو خراب نکن...
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه.بخواه.
صریح و ساده و رک بگو.
هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.
و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند و تو دوبرابرش را بگیری.از برادرت از دوستت،از همکلاسیت و همکارت،از همسرت از غریبه ها که شاید به زودی همدمت بشن. ایشالله...!

به مغازه دار گفت : يك كمربند مي خوام
مغازه دار گفت : چرم يا معمولي... قهوه اي يا مشكي...؟
كودك سرش را پايين انداخت و گفت : فرقي نداره فقط دردش كم باشه!
= = = = = = =
پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود،
در یخچال را باز می کند...
عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند،
دست می برد بطری آب را بر می دارد
کمی آب در لیوان می ریزد...
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.
= = = == = = ==
این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.
تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟
اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!
و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های
دیگر غیر ممکن بود.
در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است....
و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه
حیرت کرده است.
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود.
همیشه راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
|
ویژگیهای برنده
|
ویژگیهای بازنده
| |||
|
برنده متعهد میشود. |
بازنده وعده میدهد.
| |||
|
وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود ، میگوید : اشتباه کردم.
|
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود ، میگوید : تقصیر من نبود. |
| ||
|
برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد ، و در انتها باز هم وقت دارد. |
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد. |
| ||
|
برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.
|
بازنده از کنار مشکل گذشته ، و آن را حل نشده رها میکند.
|
| ||
|
برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.
|
بازنده میگوید : هیچ کس راه حلی را نمیداند.
|
| ||
|
برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید. |
بازنده آن جا که نباید ، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد ، مبارزه میکند. |
| ||
|
برنده با جبران اشتباهش ، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد. |
بازنده می گوید : «متاسفم» ، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند. |
| ||
|
برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد ، هر چند که هر دو حالت را مد نظر دارد. |
بازنده دوست داشتنی بودن را ، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد ، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد. |
| ||
|
برنده گوش می دهد. |
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود ، برای حرف زدن است. |
| ||
|
برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند. |
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف ، و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میکند. |
| ||
|
برنده میگوید ، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
|
بازنده میگوید ، تا بوده همین بوده و تا هست همین است. |
|
|
|
|
برنده به افراد برتر از خود ، احترام میگذارد، و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد. |
بازنده از افراد برتر از خود ، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است. |
|
|
|
|
برنده گامهای متعادلی بر میدارد. |
بازنده دو نوع سرعت دارد ، یا خیلی تند و یا خیلی کند. |
|
|
|
|
برنده میداند که گاهی اوقات ، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید. |
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است. |
|
|
|
|
برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته ، و هوشمندانه از ناتوانی های خود ، آگاه است. |
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست.
|
|
|
|
|
برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند ، و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند ، تا حل آن آسان گردد. |
بازنده مشکلات کوچک را آنچنان به هم می آمیزد، که دیگر قابل حل شدن نیستند. |
|
|
|
|
برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود ، مهربان خواهند بود. |
بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود ، نامهربان خواهند شد. |
|
|
|
|
برنده تمرکز حواس دارد. |
بازنده پریشان حواس است. |
|
|
|
|
برنده از اشتباهات خود درس میگیرد. |
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه ، یادگرفته که اقدام بههیچ کاری نکند. |
|
|
|
|
برنده میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد ، مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در راستای یک هدف بزرگ باشد. |
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند. |
|
|
|
|
برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
|
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد ، بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب کند ، و هرگز برنده نمیشود. |
|
|
|
|
برنده ترجیح می دهد که ، خود را مسئول شکست هایش بداند ، و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیبجویی نمیکند. |
بازنده شکستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.
|
|
|
|
|
برنده معتقد است ، ما باکارهای درست و اشتباه خود ، سرنوشت خویش را تعیین میکنیم. |
بازنده فقط به قضا و قدر فکر می کند.
|
|
|
|
|
برنده در چنین موقعیتی احساس میکند که اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید. |
بازنده از این که بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میکند بازنده است. |
|
|
|
|
برنده در هر شرایطی که قرار بگیرد ، آرامش و تعادل خود را حفظ میکند. |
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود ، و اگر جلوتر از دیگران باشد ، بی احتیاطی میکند. |
|
|
|
|
برنده میداند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست ، در حالی که می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را به زداید هرگز تاثیر آنها را انکار نمیکند. |
بازنده از این که خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند ، هراسان است. |
|
|
|
|
برنده در چنین شرایطی آزادانه ، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده ، تخلیه ی احساسی میکند ، سپس مساله را به فراموشی می سپارد. |
بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری میبیند ، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می کشد، و با انتقام گرفتن از خود ، شرایط بدتری را پدید می آورد. |
|
|
|
|
برنده میداند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد ، و کدام یک را پس از مشورت با دیگران بازنده نسبت به برندگان حسادت کرده ، و دیگر بازندگان را حقیر میشمارد. |
بازنده به «استقلال» خود می بالد ، در حالیکه به واقع در حال خونسردی است. و به کار گروهی» خود می بالد ، درصورتی که در حال دنباله روی است ، و اراده ای از خود ندارد. |
|
|
|
|
برنده می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، « همانی که هستی و میخواستی ، باش » ، تنها برگ برنده ، در دنیا همین است. |
بازنده فکر میکند که برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد. |
|
|
|
|
برنده روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند ، احساس تحمیل شدن نمی کند. |
بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند ، تکیه میکند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میکند. |
|
|
|
|
برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است. |
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است. |
|
|
|
|
برنده در وجود یک آدم بد ، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار میکند. |
بازنده در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو ، به سختی میتواند با دیگران همکاری کند. |
|
|
|
|
برنده در عین حال که تعصبات خود را میپذیرد ، تلاش میکند که در هنگام قضاوت کردن بر این تعصبات غلبه کند. |
بازنده منکر وجود هرگونه تعصب در خود است ، و بنابراین در سراسر عمر ، اسیر تعصبات خویش خواهدبود. |
|
|
|
|
برنده هراسی ندارد از اینکه دریک موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد ، زیرا درافکارش خللی وارد نمی شود. |
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به کارشایسته ترجیح میدهد. |
|
|
|
|
برنده بازی سرنوشت ، و این حقیقت که شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنکه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درک میکند. |
بازنده بی آنکه بازی های سرنوشت را درک نماید ، بدگمان است. |
|
|
|
|
برنده میداند که چگونه میتوان جدی بود ، بی آن که خشک و رسمی باشد. |
بازنده غالبا خشک و رسمی است زیرا ، فاقد توانایی جدی بودن است. |
|
|
|
|
برنده آنچه را که ضرورت دارد ، با متانت لازم انجام میدهد ، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می کند که ، در آنها از حق انتخاب برخوردار است. |
بازنده آنچه را که ضرورت دارد ، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد. |
|
|
|
|
برنده ارزش های اخلاقی را ، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد.
|
بازنده چون در باطن ، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است ، بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند. |
|
|
|
|
برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند ، و رفتارهای دیگران را ، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند. |
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش ورفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میکند.
|
|
|
|
|
برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنها را می بخشد.
|
بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست ، و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم ، نیست. |
|
|
|
|
برنده پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش ، لب از سخن فرو می بندد. |
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد ، که نکته ی اصلی را فراموش میکند. |
|
|
|
|
برنده هر امتیازی را که بتواند بدهد ، می دهد جز این که اصول بنیادی خود را فدا کند.
|
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد ، و این در حالی است که اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود. منبع : كتاب " برندگان و بازندگان " نوشته :سيدني جي هريس |
|
|
|
|
برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد. |
کتاب مفید و جذاب صد راز انسان های شاد ترجمه خانم مینا فلاحی توسط انتشارات به آوران منشر شد.
آدرس تهیه کتاب:
گرگان،کتابفروشی فرهنگ -جلالی-
علی آباد،کتابفروشی قرایی
بهشهر،خلیل شهر کتابفروشی باقرالعلوم روبروی دانشگاه پیام نور بهشهر
تلفن انتشارات:۶۶۶۴۰۵۰۷۳-۰۹۱۲۴۳۴۲۷۴۱

در دوره آشنایی به واقعیتها هم توجه کنید و آنها را بررسی کنید
زن با مردی ازدواج کرد که جسور و شجاع بود
و از او جدا شد چرا که همسری مستبد و خود رأی بود .
مرد با زنی ازدواج کرد که آرام و سر به زیر بود
و از او جدا شد چرا که ضعیف و ناتوان بود .
زن با مردی ازدواج کرد که درآمد خوبی داشت
و از او جدا شد چرا که فقط کار می کرد .
مرد با زنی ازدواج کرد که بسیار ساکت و وابسته بود
و از او جدا شد چرا که بسیار کسل کننده و چسبنده بود .
زن با مردی ازدواج کرد که ستاره ی گروه بود
و از او جدا شد چرا که در خانه بی بخار و بی خاصیت بود .
مرد با زنی ازدواج کرد که پر حرف و اجتماعی بود
و از او جدا شد چرا که فقط می توانست جر و بحث بیهوده کند .
زن با مردی ازدواج کرد که ورزشکار خوبی بود و از او جدا شد
چرا که فقط یا در حال بازی کردن بود و یا در حال تماشای بازی های ورزشی .
در دوره آشنایی به واقعیتها هم توجه کنید و آنها را بررسی کنید
کارگاه آموزشی مهارت های زندگی ویژه دانشجویان کلیه رشته های دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر در تاریخ دوشنبه بیست و دوم اسفند ماه از ساعت هشت و سی دقیقه تا سه بعد از ظهر برگزار می شود.دانشجویان برای ثبت نام به آزمایشگاه روان شناسی مراجعه نمایند
براي پدري كه بنزين را ريخت روي دخترش و او را چسباند به بخاري تا زنده زنده بسوزد، دير است خواندن اين يادداشت براي پسري كه سر پدرش را با كارد كند آشپزخانه بريد هم دير است، براي شوهري كه همسرش را با بالش خفه كرد و....
براي خيلي از آنها كه روي تخت بيمارستان خوابيدهاند و مغزشان پوسيده دير است يا آنها كه پرستارها دستهايشان را با دستمال به ميلههاي تخت بستهاند تا خودشان يا ديگران را نكشند، دير است يا آنها كه ساكنان كم سن و سال قبرستان شدهاند و زير خاك خوابيدهاند.
براي خيلي دير است اين يادداشت؛ گرچه روزگاري كه دير نبود هم نوشتيم و گفتيم و آنها نخواندند و نشنيدند، اما براي خيليها هم هنوز دير نشده است. خيليها هنوز اين راه را شروع نكردهاند، خيليها هم در ابتداي راهند و آنقدر جلو نرفتهاند كه نتوانند برگردند.
شكارهاي شيشه را ميگويم؛ همانها كه براساس پژوهشها، دو سال پس از آغاز مصرف شيشه، از هر 10نفرشان، هشت نفر حتما ميميرند؛ همانها كه گفته ميشود پس از شش ماه مصرف شيشه، آسيبهاي جبرانناپذيري به مغزشان ميرسد و سبب ساز جنون و مرگشان ميشود.
آنها نميدانند يا باور نميكنند كه مافياي مواد مخدر از سالها پيش آنها را نشان كرده و دربارهشان مطالعه كرده است و به همين خاطر چوب حراج به شيشه زده است و آن را از كيلويي 80 ميليون تومان در اوايل دهه 80 به كيلويي دو ميليون تومان در ماههاي اخير رسانده است و براي تبليغات دروغ دربارهاش، مثل ريگ پول خرج ميكند.
همان تبليغاتي كه به ورزشكارها قول كاهش وزن سريع و انرژي بيحد دادهاند، به جوانهايي كه اهل ورزش نبودهاند قول افزايش ميل جنسي و شادي كه هميشه در حسرتش بودهاند و به زنها و دختران جوان قول مانكن شدن را.
همان تبليغاتي كه روزگاري در خلأ اطلاعرساني و اعلامخطر، به باشگاههاي ورزشي و آرايشگاهها هم رسيد و در گوش مشتريهاي آينده شيشه دروغ گفتند كه اين ماده اعتيادآور نيست و ميتواند جاي مخدرهاي خطرناك ديگر را بگيرد؛ همان تبليغاتي كه به مشتريهايشان چشم بند زدند تا جان كندن مصرفكنندگان كهنه كار شيشه را نبينند.
ما سالهاست درباره شيشه مينويسيم و هشدار ميدهيم، به شما گفتهايم كه جنون و بدبيني ميآورد و به همين دليل معتادانش، خبرسازهاي صفحات حوادث روزنامهها ميشوند، به شما گفتهايم كه هنوز روش درماني معيني براي درمانش وجود ندارد و شيوه ماتريكس (شيوه درماني بر پايه تغيير سبك زندگي با هدف ايجاد تغييرات رفتاري معتادان در طولاني مدت) نيز كه در خيلي از مراكز ترك اعتياد استفاده ميشود، منطبق بر مشابه استانداردش كه در كشورهاي ديگر به كار ميرود نيست، ما به شما خيلي از حقايق را گفتهايم، اما....
شيشه بيداد ميكند، شكارهايش را ديوانه ميكند، رنج ميدهد و ميكشد. ما هشدار ميدهيم، ميگوييم، مينويسيم، فرياد ميزنيم، برخي ميشنوند و خيليها هم نميشنوند، اما ميدانيد نكته غمانگيز كجاست؟ خيلي از آنهايي كه شكارهاي بالقوه شيشه محسوب ميشوند، اصلا اهل روزنامه خواندن نيستند و صداي ما به گوششان نميرسد و هشدارهايمان را نميبينند و بيخبر ميمانند و به همين خاطر است كه ميگوييم حالا ديگر به جايي رسيدهايم كه بايد هشدارهاي مربوط به شيشه را از صفحات روزنامهها و خبرگزاريها بيرون بكشيم و به اندازه خيلي از اخبار زرد كه هر روز و هر ساعت از دهانها به گوشها و از گوشها به دهانها ميرسند، تكرارشان كنيم.
منبع:جام جم آنلاین/با تشکر از سرکار خانم فرخی برای ارسال این مطلب

به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید! دیگرى گفت: خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد. سومى گفت: به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود. چهارمى گفت: خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود.به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند. شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد. عاقبت شاه آنها را مرخص کرد و خطاب به آنها گفت:

پیتر تامپسون استاد دانشگاه یورک، در سال ۱۹۸۰ عکس مارگارت تاچر-نخست وزیر وقت انگلیس- را دستکاری کرد و این پدیده را در آن اعمال کرد. این عکس به قدر مشهور شد که به دستکاریهای اینچنینی عکسها، اصطلاح پدیده یا اثر تاچر اطلاق شد.
خوب نگاه كنيد

به عکسهای بالا دقت کنید، عقیده شما در مورد آنها چیست؟
اصولآ چیز خاصی نظر شما را جلب کرد؟
شما به علت عادتهای ذهنیتان از درک درست این تصاویر ناتوانید. گاهی باورهای ذهنی ما چیزی بیشتر از عادت های فکری مان نیست
باور نمیکنید؟!
.
.
.
.
.
.
باور کنید!
اين همان تصوير است!!

بله این هم نمونه دیگریست از خطای پردازش مغز شما و نه چشمتان. (اگر اعتماد نمی کنید مانیتورتان را بلعکس کنید.)
همان مغزی که باورهای شما را میسازد باورهایی که دودستی به آنها چسبیده اید !
پدیده تاچر:
پیتر تامپسون استاد دانشگاه یورک، در سال ۱۹۸۰ عکس مارگارت تاچر-نخست وزیر وقت انگلیس- را دستکاری کرد و این پدیده را در آن اعمال کرد. به گزارش بولتن نیوز این عکس به قدر مشهور شد که به دستکاریهای اینچنینی عکسها، اصطلاح پدیده یا اثر تاچر اطلاق شد.
درست کردن این عکسها، کار چندان مشکلی نیست. کافی است که عکس خودتان یا کس دیگر را تغییر جهت بدهید ولی قسمت لب و چشمها را تغییر جهت ندهید.
اما چرا این طور میشود؟ چرا مغز ما قسمت دهان و چشمها را مثل بقیه قسمتهای چهره پردازش نمیکند؟
توضیحات مختلفی برای این پدیده وجود دارد ولی بهترین توجیه به شرح زیر است:
به گزارش بولتن نیوز مغز ما به وسیله دو فرایند جداگانه اشیا را از هم تمیز میدهد. در فرایند اول، ما به اشیا به عنوان یک کل نگاه میکنیم و شیء مورد نظر را که میتواند چهره یک نفر باشد با نقشه ذهنی که از اشیا و چهرههای دیگر داریم مقایسه میکنیم.
اما در فرایند دوم، مغز ما برای افتراق اشیایی مختلف از هم به جزئیات تمرکز میکند و مثلا روی بینی، لب یا چشمها تمرکز میکند.
از آنجا که ما به ندرت، عکسهای بالا پایین شده از چهره را میبینیم، مدلها و نقشههایی از این طور عکسها را نداریم، در نتیجه فرایند اول به درستی عمل نمیکند و فرایند دوم تشخیص چهره، از انجا که روی جزئیات تمرکز دارد، چیز غیرطبیعی در عکس تشخیص نمیدهد و نمیتواند کشف کند که چشمها و لبها برعکس شدهاند.
حقیقت این است که سیستم بینایی ما با دستگاههای اپتیک و رایانهای ثبت و پردازش عکس تفاوت زیادی دارد. گاهی با شگقتی هنگامی که متوجه توهمات و خطاهای بینایی خودمان میشویم، تازه پی به این مطلب میبریم. به گزارش بولتن نیوز این خطاها، جدا از جالب بودن به دانشمندان عصبشناس در فهم مکانیسمهای پیچیده مغزمان کمک میکنند.
جالب اینجاست که بیماریای به نام پروسوپاگنوزیا، یا کوری چهره وجود دارد که در آن شناخت و تمیز دادن چهرهها مختل میشود. اگر مبتلایان به این بیماری عکس بالا را نشان بدهید، بلافاصله متوجه مشکل میشوند!
به افکارت عادت نکن، از به چالش کشیده شدن باورهایت نترس ، وگاهی....
دانشجویان فرصت دارند حداکثر تا جلسه دوم درس سمینار موضوع خود را قطعی کنند.
حداکثر زمان ارایه برای هر موضوع 25 دقیقه می باشد.استفاده از اسلاید(پاورپوینت) هنگام ارایه الزامی است.70 درصد امتیاز درس سمینار به نحوه ارایه دانشجو تعلق می گیرد و بقیه به گزارش پایانی.
فیلمبرداری از جلسه سمینار با هماهنگی قبلی امکان پذیر است.
گزارشهایی که جدید و مفید باشند و دارای منابع در کتابخانه دانشگاه نگه داری می شوند.
استفاده از منابع جدید و مناسب در ارایه و گزارش امتیاز دارد.
دانشجویانی که در یکی از نشریات محلی یا کشوری مقاله ای با نام خودشان و مشخصات رشته و دانشگاه مرتبط با موضوع روان شناسی و کاربردی برای عموم مردم و در عین حال علمی چاپ کنند امتیاز کامل درس سمینار را دریافت می کنند.
نحوه منبع نویسی در گزارش پایانی در کتاب "راهنمای اجرا و نگارش پایان نامه در علوم رفتاری(APA)" ارایه شده است.(قابل تهیه از کتابفروشی آقای رضایی روبروی دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر).
دانشجویان لازم است سی دی اسلاید خود را به همراه گزارش مکتوب(شامل مطالب کامل مرتبط با موضوع و ذکر منابع) در جلسه آخر درس سمینار تحویل دهند.تایپ کردن گزارش درس سمینار هیچ امتیازی ندارد.مطالب گزارش پایانی روی کاغذ A4 و یک رو نوشته شود.فقط صفحه اول گزارش تایپی باشد( که به ترتیب از بالای برگه شامل:آرم دانشگاه ، نام دانشگاه،نام درس، موضوع، استاد راهنما، دانشجو،سال تحصیلی،).دانشجویانی که مطالبشان را تایپ کرده اند می توانند گزارش خود را ایمیل کنند.
هر دانشجو لازم است حداقل 3 روز قبل از ارایه موضوع خود (که در کلاس زمان ارایه هر دانشجو مشخص می شود) فراخوان موضوع خود را (شامل: موضوع ، زمان و مکان ارایه ، ارایه دهنده ، دعوت به حضور برای کلیه علاقه مندان)در بورد آزمایشگاه روان شناسی نصب نماید.
کلیه دانشجویان پایان نامه( و دانشجویانی که می خواهند برای ارایه پایان نامه آمادگی داشته باشند) می توانند کپی کتاب راهنمای اجرا و نگارش پایان نامه و پژوهش های عملی در علوم رفتاری (انتشارات دانشگاه پیام نور)را از کتابفروشی آقای رضایی (روبروی درب اصلی دانشگاه) تهیه نمایند و پایان نامه خود را تهیه و تنظیم نمایند.
(نسیم حبیبی / ۷ ساله)
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
(الناز جهانگیری / 10 ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند!
(سحر آذریان / ۹ ساله)
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا میکنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی!
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی!
(زهرا فراهانی / 11 ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
(فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)
خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم! و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
(سالار یوسفی / 11 ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!
(عاطفه صفری / 11 ساله)
منبع از کتاب دستهای کوچک دعا
آخه خدا جون - چرا من به شوخی به زهره کوچولو می گفتم:کلاغ.پر-جیجیک.پر-مامان.پر و من و مامان و زهره می خندیدیم .جدی جدی مامان پر زد.الان با کی بخندیم؟با کی؟
آزمایشگاه روان شناسی
ابزارهاي مختلف آزمايشگاهي نقش مهمی در پژوهشهاي رفتاري دارند.در برخی پژوهشها بدون استفاده از وسايل آزمايشي می توان به نتایجی دست یافت اما در برخی تحقیقات استفاده از این تجهیزات ضروری است.
دانشجویان براي آشنايي با ابزارها و آزمونها و همچنين انجام كارهاي عملي مربوط به دروس آزمونهاي روانشناختي ، روانشناسي تجربي،احساس و ادراک،روان سنجی،ارزشیابی شخصی و نوروسایکولوژی از اين آزمايشگاه بهره ميبرند.تجهیزات موجود در آزمایشگاه روان شناسی دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر(در سال 1390) بدین شرح است:
تجهيزات آزمايشگاهي (دستگاه موجود در آزمايشگاه)
· دستگاه ترسيم در آينه(TRACE IN MIRROR)
· جعبه شرطی سازی اسکینر(کبوتر) ساخته شده توسط دانشجویان روان شناسی بهشهر
· دستگاه ماز(1ـ2-3-4)
· دستگاه زمان سنج واكنش
· دستگاه الكتروشوك
· دستگاه تعارض نگار
· دستگاه سنجش آستانه ادراك سوسو
· سوزن هاي لامسه سنج(2تا)
· دستگاه آلارم شب ادراري
· سنگيني سنج
· خطاي بينايي - حركتي دمور
· دستگاه لرزش سنجVپيرون
· دستگاه لرزش سنج(دقت هدف گيري)
· دستگاه تركيب رنگ ها
· دستگاه لرزش سنج مارپيچ
· كوليس
· اندازه گيري خطاي ادراكي مولر-لاير
· مولاژ مغز و چشم
· دستگاه بیوفیدبک
· نرم افزار گفتارآموز
· پوسترهای متنوع آموزشی مرتبط با مغز،سیستم اعصاب،فیزیولوژی،اختلالات روانی و غیره
پرسشنامه ها و آزمون های موجود(تشخصیی،خانواده،هوش و حافظه،سلامت روان و سازگاری)
1. پرسشنامه وسواس مذهبي(PIOS)
2. پرسشنامه ي اضطراب
3. آزمون كمرويي
4. پرسشنامه استرس
5. آزمون شناختي –تشخيصي كي
6. پرسشنامه تشخيص هيجان و ا سترس
7. پرسشنامه خود شناسي
8. پرسشنامه خود بيمار انگاري
9. پرسشنامه كنترل خشم
10. پرسشنامهMMPIفرم كوتاه (71سوالي)
11. پرسشنامه MMPIفرم بلند(556سوالي)
12. خلاصه تفسير مقياس هاي MMPI
13. تست گوديناف
14. تفسيرباليني گودايناف
15. پرسشنامه بررسي ارزشها از آلپورت ورنون وليندزي
16. پرسشنامه افسردگي بك
17. پرسشنامه مقياس هميلتون افسردگي اضطراب
18. مقياس خودسنجي اضطراب(s-a-s)
19. فهرست وارسي براي طرح پرسشهاي ردياب درمصاحبه باليني
20. آزمون افسردگي كودكان)ماريا كواكس
21. پرسشنامه ترس(fsl
22. پرسشنامه صفات خلقي
23. پرسشنامه scl90-r
24. مقياس اضطراب مرگ
25. مقياس dass-42
26. مقياس باورهاي غيرمنطقي جونز
27. آزمون چندمحوري هميلتون3
28. آزمون بنتون و غیره
29. آزمون ريون پيشرفته
30. آزمون ريون بزرگسالان
31. آزمون هاي حافظه كلامي وعددي
32. آزمون حافظه وكسلر
33. آزمون گودیناف
34. آزمون هوشي تكميل تصاوير
35. آزمون شكل گيري مفهوم ويگوتسكي
36. آزمون هاي پورتئوس
37. آزمون آمادگي تحصيلي مترو پاليتين
38. تست ساتتوچي
39. آزمون مكعب كهس
40. آزمون دمينوها
41. آزمون آندره ري
42. هوش آزماي مختلط ژيل
43. آزمون هوش غيركلامي
44. آزمون وكسلر بزرگسلان
45. آزمون هوش الف
46. راهنماي آزمون هوش الف
47. ريون سياه وسفيد
48. آزمون حافظه 15كلمه اي
49. آزمون هوشي وكسلر كودكان
50. آزمون هوشي كتل (مقياس فرم3-فرم (a
51. آزمون هوشي كتل (مقياس 2-فرم الف
52. آزمون هوشي كتل(مقياس 2-فرم ب
53. آزمون هوشي كتل
54. آزمون ويسكانسين
55. آزمون حافظه بصري كيم كاراد
56. آزمون بندر گشتالت
57. ابزار سنجش خانواده
58. پرسشنامه رضايت زناشويي
59. مقياس ارزيابي انطباق پذيري وهمبستگي خانواده
60. مقياس خرسندي زناشويي
61. مقياس سازگاري زن وشوهر
62. شاخص رضايت زناشويي
63. پرسشنامه تعارضات زناشويي
64. آزمون سازگاري زناشويي لاك والاس
65. شاخص بي ثباتي ازدواج واحتمال طلاق
66. مقياس خانواده اصلي
67. پرسشنامه احساسات مثبت نسبت به همسر
68. مقياس رويدادهاي رابطه نامزدي
69. مقياس همدم طلبي-دوري گزيني
70. شاخص هاي روابط برادر خواهري
71. مقياس رابطه ولي-فرزندي
72. پرسشنامه وقايع وتغييرات زندگي خانوادگي جوانان
73. مقياس هاي تكنيكهاي تعارض
74. پرسشنامه فرايند جداشدن-فرديت يافتن
75. پرسشنامه وابستگي به ديگران
76. پرسشنامه پرخاشگري
77. پرسشنامه قاطعيت
78. پرسشنامه رضايت مراجع و غیره
79. پرسشنامه قدرت رهبري
80. پرسشنامه سلامت عمومي((GHQ2مورد
81. پرسشنامه سازگاري
82. پرسشنامه استفاده بهينه از وقت
83. پرسشنامه شناخت و داوري نسبت به مردم
84. پرسشنامه شكيبايي
85. آزمون هوش هيجاني
86. آزمون مفهوم خويشتن
87. آزمون مقياس كنترل راتر(دروني-بروني)
88. آزمون مقياس خودپنداره راجرز
89. آزمون رضايت شغلي
90. پرسشنامه خودپنداره
91. پرسشنامه سازگاري(دانش آموزان دبيرستاني)
92. پرسشنامه انگيزه پيشرفت هرمنس
93. پرسشنامه وضعيت زناشويي گلومبورگ-راست(گريمس)
94. مقياس باليني اضطراب وافسردگي (مقياس هد)
95. مقياس خوشكامي اسينت-هميلتون
96. پرسشنامه ي راهنماي نياز(GNI)
97. آزمون تاييدجويي كود كان (CAST )
98. پرسشنامه ارزشهاي شخصي (P.V.Q )
99. پرسشنامه سما(سنجش ميزان افسردگي )
100. پرسشنامه خلاقيت سنج (CREE)
101. پرسشنامه سنجش سازگاري بل(فرم بزرگسالان)
102. پرسشنامه علاقه به ماديات
103. پرسشنامه سازگاري ازدواج فرم الف وب
104. پرسشنامه مقياسهاي سنجش ادراك خويشتن(SMSP)
105. پرسشنامه ي عادتهاي مطالعه پالستاني وشارما(PSSHI)
106. پرسشنامه راهنماي نياز دانش آموزان دبيرستاني (GNIPH)
107. پرسشنامه فرسودگي شغلي گلدارد
108. پرسشنامه پذيرش اجتماعي
109. پرسشنامه خصوصيات اخلاقي "وودورث"
110. پرسشنامه قضاوت اخلاقي (MJT)
111. پرسشنامه بلوغ عاطفي (EMS)
112. مقياس ارزشهاي شغلي و خانوادگي (مخصوص دانشجويان)
113. مقياس خودپنداره كودكان (CSCS)
114. پرسشنامه FSSومقياس نااميدي
115. مقياس رغبت سنج تحصيلي-شغلي
116. مقياس انگيزه تاييد (AMS)
117. مقياس خلق وخوي مالهوترا(MTS)
118. آزمون رشد وايلند
119. مقياس بلوغ رائو (rsms)
120. پرسشنامه تحمل ناكامي (FRTO)
121. پرسشنامه انگيزه پيشرفت (ACMT)
122. پرسشنامه رضايت از زندگي (ACMT)
123. پرسشنامه ابعاد هويت
124. آزمون مقياس صميميت
125. آزمون جهت گيري آلپورت
126. آزمون كنترل عواطف
127. آزمون حل مشكل خانواده
128. آزمون كيفيت خواب
129. آزمون فرسودگي شغلي مسلش
130. آزمون مكانيسم هاي دفاعي
131. آزمون نقش جنسيت بم
132. آزمون اضطراب رقابت در ورزش
133. آزمون تصوير فيشر
134. آزمون اعتياد به اينترنت
135. آزمون روابط عاطفي اعضاي خانواده
136. پرسشنامه محيط خانوادگي
137. آزمون جمله هاي ناتمام ساكس
138. چك ليست بهداشت رواني
139. آزمون جمله هاي ناتمام راتر
140. اصول يادگيري مطالعه ي بهتر(جزوه)
141. راهنماي مقياس مراحل آمادگي براي تغيير واشتياق براي درمان اعتياد
142. راهنماي مقياس نگرش والتزام عملي به نماز
143. راهنماي پرسشنامه دلايل زندگي
144. پرسشنامه هوش اخلاقي
145. راهنماي شاخص بهزيستي فردي
146. راهنماي پرسشنامه خودكارآمدي عمومي شرر
147. راهنماي آزمون تفاوتهاي معنايي نقش جنسي
148. راهنماي مقياس سنجش ترس ازبيمارستان
149. راهنماي مقياس دينداري دركار
150. راهنماي پذيرش باورهاي غلط مربوط به خشونت خانگي
151. راهنماي مقياس امنيت سازماني پرستاران
152. راهنماي پرسشنامه خودسنجي هوش معنوي
153. راهنماي چندبعدي خشم مربوط به مدرسه
154. راهنماي مقياس ارزيابي مربي از رفتاراجتماعي
155. راهنماي شخصيتي هگزاكو(2تا)
156. مقياس مديريت تعارض
157. عملكرد اجتماعي وانطباقي كودك ونوجوان
158. چندبعدي شوخ طبعي
159. خودافشايي رابطه
160. پرسشنامه خودكارآمدي تحصيلي دانشجويان
161. انگيزه ورزش
162. خودكارآمدي اجتماعي نوجوانان
163. چندبعدي جهت گيري ورزشكار
164. پرسشنامه باورهاي مربوط به گذر هراسي
165. پرسشنامه تعهدمذهبي
166. راهنماي مقياس چندرويكردي گرايش به خودكشي
167. رنجش خاص زناشويي
168. مقياس خانوادگي زوج هاي شاغل
169. ادراك شيوه والدين
170. اضطراب پيشرفت تحصيلي
171. ويژگي هاي روانسنجي پرسشنامه رفتار رانندگي منچستر
172. رواسازي مقياس اصلاح شده فراشناخت براي نوجوانان
173. بررسي ساختارعاملي –روايي گرايشهاي اجتماعي مطلوب دانشجويان
174. بررسي ويژگي هاي روانسنجي مقياس خودارزشهاي مركزي
175. بررسي روايي پايايي نسخه فارسي پرسشنامه پادوا جمعيت دانشجويان
176. بررسي پايايي پرسشنامه پرخاشگري پيش دبستاني وكودكان اروميه
177. ساختارعاملي نسخه فارسي مقياس بازبيني شده كمرويي بين دانشجويان
178. بررسي ساختارعامل روايي پايايي مقياس وسواس مرگ
179. تاكتيك هاي حل تعارض
180. مقياس انتظار از ازدواج
181. الگوهاي ارتباطات خانواده
182. مهارتهاي اجتماعي ماتسون ومقياس عملكرد دختران وپسران دبيرستاني
183. مقياس تجربه هاي اوج
184. مقياس نودوستي
185. مقياس حس فناپذيري نمادين
186. مقياس همدلي عاطفي
187. مقياس شكوفايي
188. مقياس سخت كوشي
189. مقياس خود اثربخشي
190. مقياس تنظيم خلق منفي
191. مقياس تجديد نظرشده احساس گناه موشر
192. مقياس رابطه رمانتيك
193. مقياس اعتماد بين شخصي
194. مقياس خشم چندبعدي
195. مقياس شيوه زندگي
196. مقياس ترس ازصميميت
197. مقياس خودآشكارسازي بزرگسالان
198. مقياس رفتار دوستانه
199. مقياس نگراني
200. پرسشنامه چندبعدي روابط بدن-خود
201. مقياس تكانشوري بارات
202. مقياس ارزيابي باورهاي شخصي
203. مقياس رفتارشخصي
204. پرسشنامه افكار خودكار
205. پرسشنامه 4سيستمي اضطراب
206. مقياس درجه بندي عزت نفس
207. مقياس ترس ازموفقيت گود
208. مقياس احساس ناراحتي ازموفقيت
209. پرسشنامه عزت نفس
210. آزمون منبع كنترل دروني شانس وافراد مسلط
211. پرسشنامه رفتار منطقي شركي و وايتمن
212. مقياس احساس خواهي مارون زاكرمن
213. مقياس اضطراب وجودي گود
214. آزمون ادراك تعامل اجتماعي گلاس
215. مقياس تاييدخويشتن راتوس
216. پرسشنامه وابستگي به ديگران
217. مقياس روحيه رقابت –همكاري
218. مقياس ارزيابي توانايي جر وبحث بيهوده
219. مقياس عشق مثلثي اشتنبرگ
220. مقياس اندازه گيري نگرشهاي صميمانه
221. مقياس رمانتيك بودن
222. مقياس كنار آمدن باخودميشل گوكلن
223. مقياس مردانگي –زنانگي ميشل گوكلن
224. مقياس درون گرايي –برون گرايي
225. مقياس اندازه گيري نوع اختلال هاي رفتاري ميشل گلوكلن
226. پرسشنامه شخصيتي برن رويتر
227. پرسشنامه شخصيتي تيپa,-ياb
228. پرسشنامه رغبت ميشل
229. مقياس فاصله اجتماعي يوگاردوس
230. سنجش نگرش باروش ترستون
231. سنجش نگرش باروش ليكرت
232. مقياس عزت نفس روزنبرگ
233. مقياس هاي استرس كودرون
234. مقياس اشتياق براي برقراري ارتباط
235. مقياس پذيرش اجتماعي
236. آزمون منبع كنترل نوويكي واستريك لند
237. آزمون اضطراب كتل
238. مقياس هولمز وراهه براي ارزيابي دگرگونيهاي زندگي
· علاوه بر این برخی از آزمون های مهم بالینی و شخصیتی به صورت نرم افزار موجود است.
· همچنین فیلم های آموزشی در زمینه های مختلف روان شناسی به زبان اصلی و فارسی در آزمایشگاه قابل دسترس است. (بهمن 1390)http://psychologyinfo.blogfa.com
دانشجویان روان شناسی و مشاوره دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر می توانند با ارایه کارت دانشجویی از تجهیزان و آزمون ها استفاده کنند.دیگر افراد برای تهیه موارد بالا به آدرس های اینترنتی زیر مراجعه نمایند

«ما نبايدکودکانمان را برای مدرسه رفتن آماده کنیم بلكه باید آنها را برای زندگی کردن مهيا کنیم.» کودک باید مهارتهای زندگی را بياموزد. او در ابتدا باید آويزان كردن و تا کردن لباس، گردگیری، تا کردن دستمال، استفاده از پیچ گوشتی، باز و بسته کردن درب قوطی، ریختن مایع پارچ به داخل لیوان، ریختن مایع با استفاده از قیف، چلاندن لباس، واکس زدن کفش، تمیز کردن تخته گچی، چلاندن اسفنج، باز و بسته کردن در، خشک کردن ظروف، شستن ظروف و... را ياد بگيرد. بعد از اینکه کودک این مهارتها را کسب کرد نوبت مهارتهای دیگر مانند زبان دوم، موسیقی و... میرسد. ولی متاسفانه بسیاری از والدین امروزه به جای والد بودن بیشتر یا در نقش معلم هستند یا قاضی و کمتر از نقش خود به عنوان والد آگاهی دارند.
هيجانات و احساساتي که سرکوب يا پنهان شده باشند به بيماريهايي نظير ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر ميشوند.
سرکوبي احساسات به مرور زمان حتي ميتواند به سرطان هم بيانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ يک محرم ميرويم و رازها و خطاهاي خود را با او در ميان ميگذاريم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات، ... وسيله درماني قدرتمندي هستند.
اگر نميخواهيد بيمار شويد؛ تصميمگيري کنيد.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلي و بيتصميمي باعث ميشود که مشکلات و نگرانيها روي هم انباشته شوند.
اثری از: دکتر دراتسیو وارلا

موفقترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد. چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر میدهد، در اینجا به ١٥ مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره میکنیم.١) فکر کردن یک نظم است. اگر میخواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.میتوانید برای برنامهریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یک بار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.٢) ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون ٢٠/٨٠ استفاده کنید.٨٠ درصد از انرژیتان را به ٢٠ درصد از مهمترین فعالیتهایتان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمیتوانید در آنِ واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به ٤٠ درصد برساند.٣) افراد موفق خود را در معرض ایدهها و آدمهای مختلف قرار میدهند.آنها سعی میکنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش میکشند.٤) ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.ایدهها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از این که تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.٥) افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد را انجام ندهید.آخرین باری که ساعت ٢ صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه میرسید، را به خاطر دارید؟ افکار تا زمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.٦) افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری میکنند.فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این میماند که به خودتان یک راه میانبر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.٧) تفکر عامه پسند را رد کنید (که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکردهاید).خیلی از آدمها وارد عمل میشوند با امید این که به فکر بقیه خوب برسد. برای این که از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدمهای دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفقاند.٨) بهترین متفکران از قبل برنامه میریزند، درحالی که برای افکار ناگهانی نیز جا میگذارند.وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین میآید. داشتن افکار مبهم از این که کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمیرساند. کلید استراتژیک بودن: ١. موضوع را خرد کنید. ٢. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. ٣. موارد کلیدی را مشخص کنید. ٤. منابعتان را مرور کنید. ٥. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید. هنری فورد میگوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."٩) برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.راه های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدمهای جدید آشنا شوید، حتی کتابهایی را بخوانید که فکر میکنید خسته کننده هستند. رمز کار این است که با ایدهها و سبکهای زندگی جدید آشنا شوید.١٠) برای تقدیر از ایدههای دیگران، باید به ایدههای دیگر احترام بگذارید.نمیتوانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.١١) برای هر روزتان و زمانهایی که افراد دیگر را ملاقات میکنید، برنامه و موضوع داشته باشید.بیشتر آدمها فقط برای روزشان برنامهریزی میکنند. متفکران برای برنامهریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت میگذارند و بعد آن را دنبال میکنند. همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانیها و قرارهای ملاقات نمیشوند. قبل از این که وارد چنین موقعیتهایی شوند، تصمیم میگیرند که از آدمها یاد بگیرند. تفکر انعکاسی در مهارتهای تصمیمگیریتان به شما رویکرد و اعتمادبهنفس میدهد. اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر میکنید شما را عقب میکشد.١٢) بر حرفهای منفی که با خودتان میزنید غلبه کنید. برندهها با عباراتی مثل "من میتوانم" حرف میزنند.افراد باهوش محدودیتها را نمیبینند. آنها امکانات را میبینند. سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال میگوید، "هیچ چیز شرمآورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام میدهد که شما میگفتید غیر ممکن است."١٣) افراد خلاق خود را وقف ایدهها میکنند.آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمیترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست میکنند.١٤) افراد خوشبین نمیتوانند متفکرانی واقعبین باشند.داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را میدهد آن قدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبهرو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک میکند کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر میدهد. برای این که متفکری واقعبینتر باشید، باید: ١. از واقعیت تقدیر کنید. ٢. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. ٣. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. ٤. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. ٥. تفکرتان را با منابعتان همتراز کنید.١٥) خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که میتوانید طرز فکرتان را عوض کنید.این که یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث میشود تفکری پر بازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوری که به عادت همیشگیتان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد. افراد باهوش تصمیمات خوب میگیرند.با تشکر از خانم هراتیان برای ارسال این متن از طریق رایانامه.
امروز ميخواهم از شخصيتي كه چشماني كور گوشهايي كر و زباني لال دارد صحبت كنم. شخصيتي كه عواطفش سطحي و رنگپريده است. به لبخند شكوفهها اعتقادي ندارد و به نگاه زيباي نرگس ارجي نمينهد. اين شخصيت تنهاست و با اين تنهايي عواطف خود را فلج ميكند و صبح تا شب عواطف خود را به اسارت ميگيرد. خوب به اين شخصيت نگاه كنيد. شايد در درون شما باشد!
تنگنظر اگر شخص باشد يا گروه دوست دارد وجود همه را هميشه متوقف ببيند. تنگنظر اگر شاعر است شاعر گياهان سوخته و پژمرده است و اگر نويسنده است نعشكش واژههاي مرده. فرد تنگنظر احساس ميكند كه سند مالكيت همه را در دست دارد و ميتواند هر كاري را كه دوست دارد انجام بدهد. او جهان را بر پهناي خيالات خاك خورده خود تفسير ميكند. .... هميشه افسانههاي بدبيني ميخواند و در خلوت براي رسيدن به آرامش خود را به در و ديوار ميكوبد. گاهي مسواك كه ميزند دندانهاي خود را ميشمارد تا نكند همسايهاش دزد باشد! به جاي آواز زوزه گرگ را تمرين ميكند و در غذا خوردن شبيه مرتاضان هندي زخم روي جگر و معده خود ميگذارد. دل زن و بچهاش از دست او خون است. او غيرتمند است و غيرت هرزه خود را در عشقهاي سطحي و خياباني با دست و دلبازي خرج ميكند. او شانس و اقبال دارد و هر روز شاهرگ خود را با چاقو ميزند تا ثابت كند يكي از برهنهترين عريانترين و سرخترين نژادهاي روي زمين است. او نژادپرست است و حتي براي سايه خود هم خط و نشان ميكشد! خوب به اطراف خود نگاه كنيد اشخاصي هستند كه ايدههاي عالي ميدهند انعطاف دارند خلاق هستند و آدم احساس ميكند كه منتظرند تا يك جريان انرژي را به گونهاي مثبت فعال كنند. بعضي ديگر هم هستند كه برعكس طغيان و عصيانهاي منفي را فعال ميكنند و نقطعه كوري در روابط انساني خود با ديگران پديد ميآورند. براي به وجود آوردن فضاي دلخواه خود استدلالهايي را بنا مينهند كه توهم و هيجانهاي موهوم به وجود آورد. اين افراد مدام مثال ميتراشند قسم ميخورند و همهچيز را نيمهكاره رها ميكنند و اگر هم راهي را تا آخر بروند مطمئن باشيد سر از تركستان در خواهند آورد. تنگنظر فعال است ولي در انفعال.
تنگنظر ممكن است يك فرد باشد و يا گروهي باشد ..... تنگنظر اگر هنرمند است هنرمندي است غيرخلاق اگر مدير است مديري است خشك و عصبي و غيرخلاق انعطاف و اگر پدر خانه است خانهاش جوي خشك و نخواستني دارد و اگر فردي است عادي در روابطش با ديگران متكي بر بخل و حسادت است و از همه عيب ميگيرد. و اما تو تو در كجاي زندگيات تنگنظري؟! چشم ديدن رشد كداميك از اطرافيانت را نداري؟ آيا نگاه تو هم مثل نگاه تنگنظر اخم دارد و با كلامات نيش و زخم زباني ميزني؟
تنگنظر تماموقت خود را به نفي و انكار همهچيز و همه كس اختصاص ميدهد. تنگنظري را ميتوانيد در هر سطح از زندگي رديابي كنيد در جامعه ما هم تنگنظري حاكم است. تنگنظر گاهي پدر است و گاهي مادر گاهي مدير است و گاهي دكتر و مهندس. تنگنظري ربطي به سطح تحصيلات ندارد البته تنگنظر هوش عقلاني بالايي دارد ولي هوش عاطفي و انسانياش بسيار ضعيف است.
تنگنظرها به اخلاق تا آنجا احترام ميگذارد كه قانون خود نوشتهاش حكم ميكند. او ناخودآگاه همه جهان را به شكل مينياتوري كوچك در ذهن خود تصوير ميكند. ذهن او امكانات رشد ندارد و واژههاي گفتمانش هميشه تكراري است. كاري جز ايجاد اختلال در طبيعت ندارد. تنگنظر سيگنال ضعيف به طبيعت ارسال ميكند و انرژيهاي منفي توليد مينمايد. آرزوهاي او همه متمركز بر آن است كه كسي به آرزوهايش نرسد. در اتوبان جهان تنگنظر از غافله سرعت عقب است و هيچ هيجان خلاقي در او مشاهده نميشود.
تنگنظر در شهر شلوغ ما امروز الفاظ را در اختيار دارد. خود ميبرد ميدوزد و البته خود هم ميشكافد! او با واژههاي بيريشه خود ميكوشد تا انسانهاي خلاق را تحقير كند و در گفتار و منش آنها اغتشاش راه بياندازد. او هنرمندان مردن را زير سبيلي رد ميكند. تنگنظر به انواع شگردهاي توصيف و تحقير اجتماعي مسلط است. شيوههايش بر اساس سبك ماليخواليسم بنا شده است و به انواع شيوهها به توليد ادبيات نفرت و دورويي ميپردازد. تنگنظر پيشينه تاريخي دارد. او گرفتار نفس است. او حتي از تحسين يك كودك هم ابا دارد چرا كه همه تبريكها را براي خودش ميخواهد او نميخواهد با تمجيد خود دل كسي را خوش كند. حاصل كار و كارنامه همه بايد تحقيري باشد كه او ميخواهد. بافت سلولي او به انسانهاي عهد نبود ميخورد اما قيافه خود را به لحاظ فرم به مدرنيسم ميكشاند. او دوست ندارد مردم شاد و سرخوش باشند تنگنظر مست توتياي سخن خويش است و خود را دانشمندي ميداند كه براساس شبهههاي خود اسرار جهان را فاش مينمايد. تنگنظر حقيري است كه به گدايي شهرت و ثروت و شهوت نشسته است. اگر قرار باشد كه جهان بر مدارهاي خيال او استوار باشد مردابها جاري و پروانهها پرپر خواهند شد. خاك حاصلخيز نخواهد بود و خانه آرزوها با چوبدست شعبده او هر آن خراب خواهد شد.
تنگنظر اگر اديب است به ادبيات شهر آشوب دل بسته است و اگر كشتيگير است هميشه به فكر بارانداز مخالف! او ميخواهد همه ساكت باشند تا فقط او صحبت كند. او همچون آتشفشاني فعال ولي خاموش است و شجاعت عجيبي در شكست خوردن و انضباط شديدي در هرج و مرج دارد.
در هر يك از انسانها شكلي از تنگنظري خودنمايي ميكند و اين نوع نگرش ميتواند جلوي هر نوع پيشرفت و ترقي را بگيرد. فرد تنگنظر هم ترسو است هم خسيس است و هم طمعكار. فرد تنگنظر كلكسيوني ار گرههاي كور در سراسر زندگياش را در درون خود جمع كرده است. از نگاه تنگنظر بغض و كينه ميبارد. او فردي است متعصب و سرخست. او دوست ندارد كسي رشد كند و به شكلهاي مختلف جلوي رشد اطرافيانش را ميگيرد او هميشه در حال مقايسه است و فراموش كرده دست خداوند است كه فراتر از همه چيزهاي ديگر در زندگي جاري است. تنگنظر ادعاهاي بسيار دارد ولي مساحتش بسيار كم است و به خاطر همين تا ابد در شكنجه به سر ميبرد. او گمكردهاي دارد كه اسم آن را نميداند. او سرگشتهايست كه در خروارها روياي نابالغ گرفتار آمده. تنگنظر بازتاب شرطي انسانهاي غيرمتمدن است.
چنين فرد يا افرادي گاهي در مقامي هستند كه ميتوانند براي من و تو تصميمگيري كنند تنگنظرها امروز نگاهشان جنگي است و در حريم زمين كار انسانها را به درماندگي و استيصال كشاندهاند....
منبع:www.shamisapsy.com


