X
تبلیغات
روان شناسی عمومی ، مشاوره و سلامت روان
درباره ازدواج: وقتی همه جو زده هستند چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 11

تصمیم هیجانی در هر شرایطی بد است اما گاهی وقت ها بدون آن که متوجه باشید برای ازدواج به طور هیجان زده عمل می کنید و آن وقت که هیجان تان خوابید، چشم باز می کنید و می بینید از انتخابتان پشیمانید. این موقعیت ها را بخوانید و سعی کنید از آنها دوری کنید.
 
* وقتی همه جو زده هستند


به تازگی کسی از اطرافیان تان ازدواج کرده و شما در جو عروسی و خواستگاری و ذوق و شوق آن هستید؟ فکر می کنید چه خوب می شود خانواده تان در مدت کوتاهی دو عروسی را تجربه کند؟ این یکی از بدترین موقعیت ها برای تصمیم به ازدواج است. یک جو زدگی محض! در چنین موقعیتی شما فقط شیرینی های ازدواج را می بینید و چشم تان را روی خیلی از واقعیت ها خواهید بست.

در چنین مواردی احتمال خطا کردن بالاتر می رود چون همه چیز تحت تاثیر یک هیجان کاذب پیش می رود. اما این هیجان ماندگار نیست و بالاخره ایرادهای کار بیرون خواهد زد.


 

* کپی برداری از دیگران


وقتی مدام خودتان را در شرایط مقایسه با دیگران قرار می دهید و سعی می کنید معیارهای ازدواجتان را با زوج های موفق فامیل تنظیم کنید یعنی هنوز به آمادگی کافی برای ازدواج نرسیده اید. شما فقط بخش کوچکی از زندگی دیگران را می بینید و همه واقعیت را درباره آنها نمی شنوید و نمی دانید. بنابراین، اگر سعی کنید درباره طرف مقابل تان مطابق با اصول زندگی دیگران قضاوت کنید، بازنده خواهید بود. بگذارید یک مثال بزنیم. شما خواستگاری دارید که شکاک و بددل است. اما با نگاه به زندگی دوستتان به خود می گویید: خب شوهر فلانی هم بددل است اما توانسته اند زندگی کنند. این یعنی چشم بستن روی واقعیت و تنزل دادن معیارهای خود در حد زندگی دیگران. بدون این که فکر کنید روحیات شما با روحیات دوستتان برای پذیرفتن این اخلاق متفاوت است. یک خصلت بد واقعا می تواند زندگی شما را بهم بریزد در صورتی که کسی دیگر ممکن است به هزار و یک دلیل توان تحمل کردن این خصلت بد را داشته باشد.

 

* سوگواران خاموش

تازه یک شکست را در رابطه خود تجربه کرده اید و اطرافیان اصرار دارند با ازدواج، شکست عاطفی قبلی تان را فراموش کنید. یا خودتان فکر می کنید اگر وارد یک رابطه تازه شوید، قبلی را از یاد می برید و راحت تر با اوضاع کنار می آیید. این یکی از رایج ترین و البته بزرگترین اشتباهات در ازدواج است. اشتباهی که نتیجه ای جز شکست ندارد. جایگزین کردن شاید درمانی موقتی به نظر برسد اما بعد از مدتی می تواند چشم شما را باز کند و ببینید از انتخابتان هدفی جز آرام کردن موقتی خود یا انتقام گرفتن از دیگران نداشته اید. به خود زمان بدهید تا دوره سوگواری تان را بگذرانید، اشتباهات زندگی تان را پیدا و اصلاح کنید و بعد از دوره نقاهت به فکر یک رابطه تازه بیفتید.

 

* وقتی تازه فاز عوض کرده اید

زمانی که تازه فازتان را عوض کرده اید اصلا وقت مناسبی برای ازدواج نیست. یعنی چی؟ بگذارید بیشتر مطلب را باز کنیم. برای هر کدام از ما اتفاق می افتد که در مقطعی از زندگی ریلمان را عوض کنیم و جنبه های جدیدی از زندگی را تجربه کنیم. مثلا افتاده اید در فاز مهاجرت و تصمیم دارید خیلی زود برای ادامه تحصیل راهی کشور دیگری شوید. در این شرایط ممکن است جذب افراد مشابه شوید و به کسی گرایش پیدا کنید که در فاز مشابه شما وجود دارد. اما همه چیز به همین سادگی نیست. گاهی تغییر فازهای ما از این عمیق تر است.

اگر به تازگی جنبه اعتقادی زندگی تان قوی تر شده، گرایش های مذهبی، فکری، عقیدتی یا اجتماعی تازه ای پیدا کرده اید، اعتیادتان را ترک کرده اید و... برای ازدواج کمی دست نگه دارید. ازدواج نیاز به افراد مواج ندارد. شما باید در فاز خودتان به ثبات برسید تا بتوانید شناخت بهتری از خود پیدا کرده و بر اساس آن به انتخاب همسر بپردازید. اگر به تازگی چنین تغییرات عمیق شخصیتی را تجربه کرده اید به احتمال زیاد جذب افرادی شبیه خودتان می شوید اما ممکن است این تغییرات ناگهانی چندان در شما ماندگار نباشد و چند سال بعد متوجه شوید انتخاب تان با معیارهای شما جور در نمی آید. ازدواج باید وقتی انجام شود که فرد نوسان های شخصیتی را پشت سر گذاشته و به ثباتی نسبی در عقاید، روحیات، برنامه های زندگی و تمایلات خود رسیده باشد.

منبع: تبیان به نقل از تابناک

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

به بهانه هفته مظلوم سلامت(روان) دوشنبه 1 اردیبهشت1393 22

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

از آن جایی که هر نو پیشرفت نوآورانه‌ای به احتمال زیاد با مقاومت مواجه می‌شود، شما به یک دسته ابزار و تمهیدات قوی برای برخورد با افرادی نیاز دارید که در مسیرتان به سوی موفقیت مانع‌تراشی می‌کنند. صرف این که آن‌ها باعث می‌شوند احساس درماندگی کنید بدین معنی نیست که آن‌ها حتماً شما را از دستیابی به اهدافتان بازخواهند داشت. این شش توصیه و اندکی اراده محکم به شما کمک خواهد کرد بر هر حریفی چیره شوید.

۱) چرایی مانع‌تراشی را کشف کنید.

شاید برخی افراد بی‌هدف و بی‌جهت مانع‌تراشی کنند، اما اغلب افراد منطقی انگیزه‌ای برای این کار خود دارند. مقداری تحقیق کنید تا به نیات حقیقی این فرد پی ببرید. طبیعت متفاوت فردی شاید هیچ سنخیتی با شما نداشته باشد، اما اگر بتوانید به ریشه مسئله  دست پیدا کنید، ممکن است راهی پیدا کنید تا آن فرد را آرام کنید و به نوعی مصالحه برسید. تا زمانی که دقیقاً کشف نکنید چرا او مخالفت می‌کند، فقط در حال تلف کردن وقت و انرژی باارزش خود هستید.

۲) به زبان فرد حرف بزنید.

در بسیاری از مواقع، مجادله‌های بی‌پایان در واقع فقط ناشی از اشتباهات ساده در ارتباطات است. ممکن است شما در حوزه خاصی دانش و تخصص داشته باشید که طرف مقابلتان نسبت به آن ناآشنا است. همچنین ممکن است او باشد که دانش و تخصص مرتبط را دارد و شما ندارید. در هر صورت، به نفع هر دو طرف است که آن چه را می‌دانند به اشتراک بگذارند و با درکی درست و مشترک با یکدیگر کار کنند. وقتی را صرف این کنید که از دیدگاه شخص نسبت مسئله مورد نظر آگاهی پیدا کنید. به محض این که متوجه شوید طرف مقابلتان چگونه موقعیت را برای خود مفهوم‌سازی می‌کند و از ادبیات و واژگانی که فرد به شکلی شهودی درک می‌کند آگاه شوید، می‌توانید هر نوع اختلالی را که در کانال ارتباطی‌تان وجود دارد از بین ببرید.

۳) چیزی را که می‌خواهد به او بدهید.

یکی از اسرار مذاکرات موفقیت‌آمیز این است که کشف کنید برای طرف مقابل چه چیزی بیش‌ترین ارزش را دارد. باارزش‌ترین و بزرگ‌ترین خواسته از نظر فرد چیست که تمایل دارد میز مذاکره را با برآورده شدن آن ترک کند؟ از چه چیزی حاضر است صرف‌نظر کند؟ به محض این که متوجه شوید فرد چه چیزی می‌خواهد، در صورت امکان، شرایط را به شیوه‌ای تدوین کنید تا بتوانید آن خواسته فرد را برآورده کنید؛ و به خاطر داشته باشید – حتماً این چیز نباید شکلی فیزیکی و مادی داشته باشد. ممکن است یک فرصت، قدردانی در جمع یا پاداش دیگری باشد. ممکن است حتی محافظت در برابر تهدیدی باشد که فرد در افق دید خود آن را احساس می‌کند. اگر قادر نیستید خواسته‌های فرد را به طور کامل برآورده کنید، از او بخواهید گزینه دیگری پیشنهاد دهد و نشان دهید که حاضرید برای هدفی برتر مصالحه کنید.

۴) کاری کنید فرد نسبت به شما وابستگی پیدا کند.

افراد نسبت به افرادی که مورد علاقه و احترامشان هستند بیشتر تلاش می‌کنند با نزاکت رفتار کنند و با آن‌ها همراهی کنند؛ بنابراین، سعی کنید رابطه مثبتی با فرد برقرار کنید. به نیازها و خواسته‌های او حقیقتاً توجه کنید. نشان دهید که دغدغه‌های فرد را درک می‌کنید. به او کمک کنید متوجه شود شما همه چیز را فقط در اهداف نمی‌بینید. به فرد کمک کنید به شکلی هیجان‌انگیز و الهام‌بخش منافع والای موجود در اهداف شما را ببیند.

۵) فرد را دور بزنید.

گاهی اوقات، شما به هیچ طریقی نمی‌توانید برخی افراد را با خود همراه کنید. در چنین حالتی به دنبال راه‌های دیگر به سوی اهدف خود بگردید. در حالت ایده‌آل، شما ترجیح می‌دهید افراد مانع تراش کنار بکشند؛ اما اگر چنین کاری نکردند، از خلاقیت خود بهره بگیرید تا راه‌های دیگری را برای دستیابی به اهداف خود بیابید. نیازی نیست در این فرایند به کسی بی‌احترامی کنید. به خصوص که ممکن است مانع‌تراشان امروز فردا حامیان شما باشند.

۶) دیدگاه و موضع خودتان را هم بازبینی کنید.

فردی که آن سوی میز قرار دارد ممکن است در حال حاضر مایع رنج و گرفتاری شما باشد؛ اما شما هم احتمالاً مایع رنج و گرفتاری او هستید. شاید این شما هستید که از روی احساسات مقاومت یا لجبازی می‌کنید. لحظه‌ای از میدان نبرد کنار بکشید و درباره رفتار خودتان تأمل کنید. شاید راه‌هایی وجود داشته باشد تا به شکلی صادقانه با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید، حسن نیت خود را نشان دهید و تنش ایجادشده را کاهش دهید. حتی می‌توانید از طرف مقابل بخواهید بگوید مشخصاً چه کاری می‌توانید انجام دهید تا موقعیت را درست کنید. ممکن است از سادگی پاسخی که دریافت می‌کنید شگفت‌زده شوید. در نهایت، حداقل، به نقطه‌ای رسیده‌اید می‌توانید منشأ تعارض را به وضوح شناسایی کنید.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

فراخوان انتخابات انجمن علمی روان شناسی دانشگاه پیام نور بهشهر

به اطلاع کلیه دانشجویان روان شناسی دانشگاه پیام نور بهشهر می رساند جهت انتخاب مسوول انجمن علمی و اعضای اصلی دوشنبه اول اردیبهشت ساعت دوازده در آزمایشگاه روان شناسی حضور به هم رسانند.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |


رهنمودهايي براي رهايي از اهمال کاري
نسرین شریعتی نیا؛ فاطمه بهرامی

 گروه مشاوره دانشگاه اصفهان

1-     اساسي ترين چاره براي درمان اهمال کاري، روي آوردن به کار و کوشش است. بايد سعي کنيد روند شناخت خود را از موضوع مورد نظر، تغيير داده و با بررسي مجدد آن، براساس شيوه تفکر منطقي به استراتژي جديد در برخورد بامسائل دست پيدا کنيم. به عبارت ديگر به جاي اهمال کاري بايد منطقي باشيم و خود را گول نزنيم. بايد بپذيريم که به تأخير انداختن کارها موقتاً ما را راضي مي کند ولي خيلي سريع نارحتي مختلف ، ما را احاطه خوهند کرد. بنابراين بايد از اشخاص اهمال کار پرسيد، تنفر تو از کارکردن بيش تر است يا از نتايج ناخوشايند اهمال کاري؟

2- خود را دست کم نگيريد خود کم بيني از جمله عوامل اساسي موثر در  اهمال کاري است. شخص خود را بي دست و پا تصور مي کند و از اين جهت احساس خود کم بيني به او دست مي دهد. توضيح اين است که به جاي تکيه بر چند مورد عدم موفقيت احتمالي به پيروزي ها، استعداد و توانايي هاي متعدد ديگري که داريم فکر کنيم و به خود ايمان داشته باشيم.

3- کم طاقت نباشيم، کم طاقتي شديداً به فلسفه فرد در زندگي بستگي دارد اگر معتقد باشيم که بايد هر آنچه که دوست داريم بي کم و کاست به دست آوريم ولي علي رغم همه تلاش هايمان به همه آنچه آرزو داريم نرسيم، حوصله و تحمل خود را به سرعت از دست مي دهيم. بنابراين شايسته آن است که بپذيريم زندگي فراز و نشيب هايي دارد و ما بايد زندگي را با تمام چهره هاي زشت و زيباي آن بپذيريم. قبول اين امر ميزان تحمل و طاقت ما را قوت مي بخشد.

4- به جاي لذت آني و زودگذر به دنبال دستيابي به لذت عميق و پايدار باشيم. بياموزيم و از عمق وجود تجربه کنيم که انجام به موقع کارها و راحتي و آسودگي فکري و جسماني حاصل از آن از هر نوع لذت احتمالي ناشي از تعويق کارها بيادماندني تر و شيرين تر است.

5- ياد بگيريم علي رغم اينکه انگيزه مثبتي براي کار نداريم ، آن را انجام بدهيم. بسياري از مواقع علي رغم ميل درونيمان، بايد کار را شروع کنيم و مطمئن باشيم انجام خوب و دقيق هر کاري خودش ، انگيزه قوي براي پيگيري آن ايجاد خواهد کرد.

6- لازم نيست منتظر بمانيم تا همه شرايط مساعد براي کار فراهم شود. سعي کنيم کار را در سطح معمولي آن شروع کنيم. بپذيريم از همه افراد انتظار کار عالي نمي رود. مهم فقط انجام دادن کار است حال چه بهتر که کار عالي انجام شود.

7- براي انجام دادن يا انجام ندادن کارها در موعد مقرر به خود پاداش داده و يا خود را تنبيه کنيم. در قبال انجام دقيق کارها به خود فرصت هايي براي تفريح و سرگرمي بدهيد و يا بالعکس در صورت عدم انجام کارها، خود را مقيد کنيد که به نوعي خود را از امکاناتي مثل تفريح ، پول، ديدن تلويزيون و.... محروم کنيد.

8- براي انجام هر کاري زمان و وقت تعيين کنيد و در موعد مقرر آن کار را انجام بدهيد براي انجام اين منظور کارهايتان را در تقويم يا سررسيدد بنويسيد و سپس در موعد مقرر کارها را فهرست کرده و براساس اولويت بندي آنها را انجام دهيد.

9- طرح لقمه گيري ذهني را بياموزيد. يعني کار را به قطعات کوچک تقسيم کنيد. مثلاً هنگامي که با 150 صفحه يا 50 مسئله براي حل کردن مواجه مي شويد احساس دست‌پاچگي مي کنيد. با اين وجود اگر شما تصميم بگيريد که براي 20 دقيقه مطالعه کنيد يا 30 صفحه را بخوانيد مي توانيد از عهده اين کار برآييد.

10- با کساني که کارهاي خود را به موقع انجام مي دهند شريک و هم پيمان شويد. به طور مثال اگر شما مشغول تحصيل هستيد با دوستاني که در اين کار جديت دارند، طرح دوستي بريزيد و با هم طي برنامه هايي مشخص کارهاي دانشگه يا مدرسه را انجام داده و دنبال کنيد.

هر چند مي توان موارد ديگري را نيز جهت يادآوري در اينجا بيان کرد ولي با يک تذکر مطلب را به پيان مي رسانيم و آن اينکه اهمال کاري يک شبه در شما ايجاد نشده است که يک شبه نيز از وجود شما رخت بربندد. پس حوصله داشته باشيد و با اعتماد و اطمينان به خود راه درست غلبه بر آن را در پيش گيريد،  موفق باشيد.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

5 کلید اصلی برای تقویت روابط شنبه 16 فروردین1393 12
5 کلید اصلی برای تقویت روابط

نویسنده : جو  ویلند

مترجم : عاطفه نکویی

هر رابطه ای را که در نظر داشته باشید ، چه روابط کاری و چه روابط عاشقانه و صمیمی، با در نظر گرفتن موارد زیر می توانیم آنها را همیشگی ومعنا دار نمائیم .

تعهد : رابطه موفق و تعهد همیشه دست در دست هم دارند . وقتی نسبت به رابطه مان متعهد باشیم ، یعنی همه تلاشمان را می کنیم تا رابطه تداوم داشته باشد . تعهد باعث می شود که نزدیک یکدیگر باشیم و رابطه را در سایه اعتماد و صداقت رشد دهیم . تعهد نسبت به طرف مقابل باعث می شود که بتوانیم اهدافمان را برای آینده منسجم و منظم نماییم .

همدلی : داشتن یک رابطه همدلانه با طرف مقابل می تواند به تقویت رابطه کمک کند و فراتر از تعاملات سطحی و ظاهری باشد . اگر آنچه را که برای خودمان می خواهیم برای دیگران نیز بخواهیم و نسبت به موفقیت آنها صادقانه عمل نمائیم بنای محکمی از روابط واقعی ایجاد کرده ایم .

ارتباط با دیگران از اینجا نشات می گیرد که بتوانیم با آنها همدلی کنیم و شرایط آنها را درک نمائیم .

همدلی کردن با طرف مقابل ، ضمانت مطمئنی برای تداوم رابطه خواهد بود .

بخشش و سخاوت : در روابط سالم ، هر چه بیشتر ببخشیم ، بیشتر دریافت خواهیم کرد . شاد کردن دیگران و حمایت از آنها ، قدم اصلی در ایجاد رابطه دوستانه خواهد بود .

بخشنده بودن به این معنا است که آنچه را داریم بدون هیچ چشم داشتی به طرف مقابل تقدیم کنیم و برای اینکه اینگونه رفتار کنیم ، لازم است که نگرش ( برنده برنده ) داشته باشیم و یا اینکه ((آنچه دارم متعلق به شماست)) به کارگیری این روش باعث خواهد شد تا بسیاری از تعارضات و کشمکشها حل شود .

تحمل و بردباری : هرکس مرتکب اشتباه و خطا می شود ، بنابراین داشتن تحمل و نگرش بی طرفانه باعث تقویت رابطه خواهد شد . اگر مسائل را بدون قضاوت کردن در نظر بگیریم و ارزیابی کنیم و یاد بگیریم که در نظرات و عقاید افراد تفاوتهایی وجود دارد ، روابطمان را ایمن و مطمئن ساخته ایم . 

اگر احساس کنیم که دیگران ما را درک می کنند و بخاطر اشتباهاتمان مورد قضاوت قرار نمی دهند ، می توانیم خود واقعی مان باشیم و در راه رسیدن به اهدافمان رشد کنیم .

مهربانی : یکی از مهمترین مسائلی است که در تحقیقات روانشناسی به آن اشاره شده است و نقش آن در شادی و رضایت از زندگی بسیار حائز اهمیت می باشد . وقتی اعمالی را از سر مهربانی انجام می دهیم، مزایای آن شامل هر دو طرف رابطه خواهد شد .

این 5 کلید اصلی را وارد رابطه تان کنید و رابطه جدیدی را خلق نمائید . با ایجاد یک رابطه جدید و سالم فواید مثبت آن را در تمام جنبه های زندگی احساس خواهیم کرد . روابط مثبت و سالم کمک می کند تا به اهدافمان دست یابیم و انسان بهتری باشیم .


نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

Conservation psychology is the scientific study of the reciprocal relationships between humans and the rest of nature, with a particular focus on how to encourage conservation of the natural world.

Conservation psychology is an applied field that uses psychological principles, theories, or methods to understand and solve issues related to human aspects of conservation.

In addition to being a field of study, conservation psychology is also the actual network of researchers and practitioners who work together to understand and promote a sustainable and harmonious relationship between people and the natural environment. One way to organize research areas in Conservation Psychology is according to two broad outcome areas:
  • How people behave toward nature (with the goal of creating durable behavior change at multiple levels and sustainable relationships), and/or
  • How people care about/value nature (with the goal of creating harmonious relationships and an environmental ethic)
Figure 1

Conservation psychology research can focus on either the individual or collective level, and the type of research can vary on a continuum of theoretical to applied.


www.conservationpsychology.org

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

new book:focus یکشنبه 18 اسفند1392 0

[Goleman] All of us are facing an onslaught of distractions – from texts, emails, smartphones – that has eroded our ability to pay attention in a sustained way. Yet the key to high performance is keen concentration.

I was first introduced to your work in Emotional Intelligence. Do you feel there’s still work to be done on the subject? If so, what direction would it take?

[Goleman] My book, Focus, details a next step in the evolution of emotional intelligence: adding the dimension of attention. The first part of emotional intelligence builds on self-awareness, which is the kind of attention that lets us make better decisions, lead an ethical life, know our strengths, and manage our disruptive emotions. The second part, empathy, lets us read others accurately, build feelings of closeness, and have our relationships go smoothly.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

قابل توجه دانشجویان دانشگاه گلستان(کارگاه پیش از ازدواج)

دانشجویان محترم می توانند  محتوای فصل اول کارگاه  - آشنایی - را از طریق ارسال درخواست به ایمیل زیر دریافت کنند

abdollahzadeh2002@yahoo.com

 

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |


چرا گور خرها زخم معده نمی گیرند؟!

رابرت ساپولسکی سال‌ها وقت خود را صرف مطالعۀ جنبۀ فیزیولوژیکی استرس در مکانی باور نکردنی یعنی در سرزمینی بکر در آفریقا نمود. آزمودنی‌های پژوهش ساپولسکی نه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه، بلکه گورخرها، بوزینه‌های بابون و سایر حیوانات وحشی بودند که ساپولسکی به‌طور منظم با یک اسلحه‌ای که گلوله آن حاوی داروی بیهوش کننده بود، آنها را مورد هدف قرار داده و از آنها نمونه خون می‌گرفت. ساپولسکی در کتاب جالب توجه خود با عنوان «چرا گورخرها زخم معده نمی‌گیرند»، یک روز معمول زندگی یک گورخر را ملال‌آور و توأم با لحظات بسیار اظطراب‌انگیز توصیف می‌کند. در لحظاتی که گورخر با دوستان پرسه می‌زند، در علف‌ها می‌چرخد و از گاوهای وحشی آفریقایی غیبت می‌کند، لحظۀ بعد یک شیر خشمگین، میهمانی خود را بر هم می‌زند.

گورخر واکنش نشان می‌دهد و به لحاظ فیزیولوژیکی این شبیه واکنشی است که ما از خود نشان می‌دهیم. ضربان قلب سرعت می‌گیرد، آدرنالین و کورتیزول در خون افزایش می‌یابد و او پا به فرار می‌گذارد. اما به‌نظر ساپولسکی، زمانی‌که گورخر به مکانی ایمن می‌رسد، اتفاق جالب روی می‌دهد: تمامی پاسخ‌های فیزیولوژیکی استرس برطرف شده و گورخر به روال عادی باز می‌گردد. متأسفانه، انسان‌ها- به دلیل توانایی منحصر بفردشان برای پیش‌بینی آینده و به یاد آوردن گذشته- همیشه اینگونه بهبودپذیر نیستند.

کسانی‌که موقعیت‌های پراسترس- بویژه موارد شدید- را تجربه می‌کنند، اغلب برای بازگشت به روال عادی با مشکل مواجه هستند: یعنی حتی پس از سپری شدن رویداد پراسترس یا آسیب‌زا تجربه آشفتگی فیزیولوژیکی همچنان در آنها ادامه دارد. ماهیت مزمن استرس آنها به کُندی لطمه‌ای جدی بر سلامت آنها وارد می‌کند. شاید ما به دلیل اینکه از مغز بزرگی برخورداریم، آسیب‌های گذشته را با خود به دوش می‌کشیم. همچنین ما می‌توانیم بسیاری از خطرات آینده را پیش‌بینی کنیم و به همین دلیل از ظرفیت بالاتری برای استرس مزمن برخورداریم. و یا شاید مساله به باهوش بودن ما مربوط نمی‌شود و فقط پیچیده شدن مفرط زندگی ماست که ما را در معرض استرس مزمن قرار داده است.

منبع:دینر،اد؛بیسواز،رابرت (1390) شادی ثروت بیکران روان شناختی،ترجمه حسن عبداله زاده،طاهر محبوبی و معصومه باقرپور،تهران،نشر آذرین مهر / تلفن سفارش کتاب:01526433997 کتابسرای باقرالعلوم

abdollahzadeh2002@yahoo.com

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

تعداد دانشجویان روانشناسی (گرایشهای مختلف) و مشاوره بدون احتساب رشته ی علوم تربیتی در سال تحصیلی 1391 در سه مقطع تحصیلی کارشناسی، ارشد و دکترا:

این آمار و دکتر یعقوبی در نشست "نقد سیستم آموزش در روانشناسی و گرایشهای آن" در خانه اندیشمندان علوم انسانی مطرح کردن.

بیش از 134000 در کل در سه مقطع:
پیام نور60% ، آزاد 26% ، وزارت علوم 12% و وزارت بهداشت کمتر از 1%

در مقطع کارشناسی:
پیام نور 68%، آزاد 21%، علوم 9%، غیر انتفاعی حدودا 9%، بهداشت 0%

کارشناسی ارشد:
آزاد 64%، وزارت علوم 31%، پیام نور 3%، بهداشت 75 صدم درصد.

در مقطع دکترا:
وزارت علوم 60 %، آزاد 27%، پیام نور 5%، بهداشت 3%

گرایشها در مقطع کارشناسی:
71 %
عمومی، 10 % بالینی، 16 % مشاوره، 1% استثنایی، 2% صنعتی سازمانی.

گرایشها در مقطع کارشناسی ارشد:
عمومی 30%، بالینی 25%، روانشناسی تربیتی 16%، مشاوره 19%، استثنایی 3%.

گرایشها در مقطع دکترا:
عمومی 42%، تربیتی 21%، مشاوره 14%، بالینی 5/7 %، استثنایی و سلامت و
روانسنجی 3 تا 6 %

نسبت جنسیت در هر مقطع و گرایش:
80 %
دانشجویان روانشناسی و مشاوره خانم هستند
در دکترا 53% خانم و 47% آقا (این نسبت تقریبا در همه گرایش ها وجود دارد)
در ارشد نسبت زن به مرد تقریبا 70 به 30 %
در کارشناسی نسبت زن به مرد تقریبا 82 به18 %
برگرفته از ایمیل ارسالی همکار محترم دکتر امیرپور


نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

 

ضمن تشکر از زحمات خانم ها کرد - رحیم نژاد و باقری در اجرای کارگاه به اطلاع می رساند دانشجویان علاقه مند می توانند با معرفی خود محتوای علمی کارگاه را از طریق ایمیل زیر درخواست و دریافت کنند.

abdollahzadeh2002@yahoo.com

دانشجویان علاقه مند به شرکت در کارگاه آموزشی پیشگیری از سو مصرف مواد(اعتیاد) می توانند برای ثبت نام به آزمایشگاه روان شناسی یا امور فرهنگی دانشگاه  مراجعه کنند.

به شرکت کنندگان گواهی معتبر داده می شود.

ظرفیت کارگاه حداکثر 40 نفر می باشد که این 40 نفر در دو روز آموزش می بینند.

کارگاه در دو روز 27بهمن ماه و هفتم اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت هشت و نیم تا سیزده برگزار می شود.

مکان برگزاری دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر است.

اولویت ثبت نام با کسانی است که زودتر ثبت نام کنند.


نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

برای اطلاعات بیشتر با سرکار خانم کرد 09114468959 تماس بگیرید.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

من عجله دارم چهارشنبه 2 بهمن1392 15

مقدمه

ارتباط يكي از مهمترين زمينه هاي سلامت زندگي اجتماعي و منشأ فرهنگ و به عنوان زمينه و مبناي حركت و ارتقاي انساني است كه اگر ويروسي شود، بي شك پايه اصلي زندگي مي لغزد و رضايت از آن محو مي شود. در اين ميان ارتباط مؤثر با ديگران، مهارتي است كه انسان را در موقعيّت ممتاز و بهتري قرار مي دهد و دستيابي به موفّقيّت و خوشبختي را سهل تر مي سازد.[1] ارتباط مؤثر رابطه اي است كه در آن شخص به گونه اي عمل مي كند كه در آن علاوه بر اينكه خودش به خواسته­هايش مي رسد، افراد مقابل نيز احساس رضايت دارند. يكي از مهارت هاي ارتباط مؤثر، جرأت ورزي است. افرادي كه از مهارت جرأت ورزي (حدّ وسط برخورد منفعلانه و پرخاشگري) بي بهره­اند، نمي توانند از خودشان دفاع نمايند؛ لذاست كه غالباً در برخورد با ديگران منفعل، پشيمان و ترسو بوده و به جاي اهمّيّت به نيازها و خواسته اي خود، از خواسته ها و نظر ديگران تبعيّت مي كنند.

جرأت ورزي مهارتي است در راه خودكارآمدي و خودكنترلي در افراد كه اعتماد به نفس و عزّت نفس آنها را تقويّت مي­كند. اين مهارت كه جزو مهارت هاي مقابله با خشم و همچنين بهترين روش ارتباط رضايت­بخش با ديگران است، بسان ساير مهارت هاي ارتباطي نيازمند دانش، تدبير، مذاكره و انعطاف پذيري است. در اين مقاله ضمن طرح موضوعاتي پيرامون جرأت ورزي به بخشي از راههاي تقويت ارتباط جرأت مندانه پرداخته مي­شود.

 

تعريف جرأت ورزي

جرأت ورزي، يعني دفاع از حقوق خود و بيان افكار و احساسات خويش كه به شيوه مستقيم، صادقانه و مناسب انجام شود. افراد جرأت­ورز براي خود و ديگران احترام قائل هستند. آنان منفعل نيستند و ضمن اين كه به خواسته ها و نيازهاي ديگران احترام مي­گذارند، اجازه نمي دهند ديگران از آنها سوء استفاده كنند و به شيوه قاهرانه با آنان ارتباط برقرار كنند.[2]

توجه داشته باشید كه جرأت­ورزي و پرخاشگری از یكدیگر متمايزند. پرخاشگر بودن به معنی دفاع از حقوق خود به شيوه اي خصمانه است كه فرد سعي مي كند نيازها و خواسته هاي خود را از طريق غالب شدن، توهين و تحقير ديگران برآورده كند كه در اين ميان براي حقوق و خواسته ديگران اهمّيّتي قائل نيست.

براي درك بيشتر تفاوت جرأت ورزي (حدّ وسط برخورد منفعلانه و پرخاشگري) با هر يك از رفتار انفعالي و پرخاشگرانه به مثالهاي زير دقّت نماييد.

1.      فردي در صف خريد مي خواهد خودش را جلوي شما جا بزند و مي گويد: اجازه مي دهيد زودتر از شما خريد كنم؟ من عجله دارم.

پاسخ انفعالي: خيلي خوب؛

پاسخ پرخاشگرانه: آهاي، مي خواهي چه كار كني، برو آخر صف بايست؛

پاسخ همراه با جرأت ورزي: متأسفم، نمي توانم، من هم عجله دارم.

2.      يكي از همكلاسي­ها جزوه درسي شما را براي شب امتحان طلب مي­كند.

پاسخ انفعالي: من خودم نياز دارم، ولي باشد.

پاسخ پرخاشگرانه: خيلي پررو هستي كه شب امتحان چنين تقاضايي مي كني، فراموشش كن.

پاسخ همراه با جرأت ورزي: خوشحال مي­شدم به شما كمك كنم، از قبل براي مطالعه شب امتحاني برنامه ريزي كرده ام. اي كاش زودتر مي­گفتيد.

 

انواع رفتار جرأت مندانه

رفتار جرأتمندانه طبقه­بندي هاي فراواني شده است،  برخي ابراز وجود در رفتار جرأتمندانه را داراي چهار مؤلفه[3] مي دانند و برخي نيز به طور كلّي رفتار هاي جرأتمندانه را به سه گروه كلّي[4] تقسيم مي نمايند:

1.      بيان جرأتمندانه احساسات مثبت و منفي؛

2.      رد جرأتمندانه خواسته هاي نابجاي ديگران و مقاومت در برابر آنها؛

3.      در خواست هاي جرأتمندانه از ديگران.

 

هدف هاي جرأت ورزي

در مهارت جرأت ورزي هدف، تغيير در خود فرد است نه تغيير در ديگران تا بتواند نيازها، احساسات و افكار خود را ابراز كرده و از آسيب هاي احتمالي در امان بماند. بدين معنا كه گاه ممكن است فرد عليرغم استفاده از رفتارهاي جرأتمندانه به خواسته خود نرسد، ولي از اين كه جواب منفي داده شود، نااميد نشه و درخواست جرأتمندانه خود را از شخص ديگري مي نمايد تا به حل مشكل دست يابد.

 

مزاياي رفتار جرأتمندانه

1-     از مهمترين مزاياي جرأتمندي، احساس مثبتي است كه فرد درباره خود دارد. افراد جرأتمند در مقايسه با افراد سازشكار و پرخاشگر درباره خود احساس بهتري دارند. آنها احساس عزّت نفس دارند و خود را شريف و عزيز مي­بينند.

2-     مردم افراد جرأتمند را صريح و صادق مي­دانند و معتقدند چنين افرادي اهل چاپلوسي، تملّق و نفاق نيستند. اين افراد آنچه را مي توانند انجام دهند مطرح مي­كنند. بنابراين مردم به چنين افراد بيشتر اعتماد مي­كنند؛ گرچه به ظاهر آن را نشان ندهند.

3-     زندگي افراد جرأتمند، معنادار است. اينان به ديگران اجازه مي دهند تا مستقل بينديشند و عمل كنند و خود نيز افزون بر در دسترس قرار دادن خواسته هايشان، از زورگويي، تحكّم، زبوني و ذلّت فاصله مي­گيرند.

 

پيامدهاي منفي نداشتن جرأت

جرأتمند نبودن مي تواند مشكلات زير را به وجود اورد:

1-     افسردگي، عصبانيّت از خود، احساس درماندگي، نااميدي و نداشتن كنترل در زندگي؛

2-     رنجيدگي و عصبانيت از ديگران ؛

3-     ناكامي در بسياري از موقعيّت­هايي كه فرد نمي­تواند به خواسته خود برسد؛

4-     انفجار خشم( وقتي خشم به شيوه مناسبي ابراز نشود، روي هم انباشته شده، در مواردي به شكل نامناسب و پرخاشگرانه ابراز مي شود)؛

5-     اضطراب و در پي آن، اجتناب از افراد و موقعيت هايي كه سبب ناراحتي و از ميان رفتن فرصت هاي زيادي مي شود؛

6-     ضعف در روابط بين فردي و ناتواني در بيان احساسات مثبت و منفي كه باعث مي­شود فرد مقابل از احساسات و خواسته­­هاي فرد اطلاعي نداشته باشد و نتواند اقدامي در جهت حصول آنها انجام دهد؛

7-     مشكلات جسماني مانند سردرد، زخم معده، فشار خون بالا و تجربه استرس كه عوارض جسماني زيادي به همراه دارد؛

8-     رفتار منفعل كه باعث مي­شود فرد نتواند در برابر ديگران قاطعانه عمل كند؛

9-     تقويت رفتار ديگران كه باعث مي­شود توقّع آنان بيشتر شود و براي به دست آوردن خواسته­هاي خود، اصرار بيشتري داشته باشند.

 

عوامل دوري از رفتار جرأتمندانه

عوامل زير فرد را از رفتار جرأتمندانه دور مي كنند:

1-     فرد فكر مي كند، ديگران او را به سبب كارهايي كه براي آنها مي­كند، دوست دارند؛  بنابراين اگر مستقل عمل كند ديگران او را دوست نخواهند داشت.

2-     فرد در زمينه رضايت، احساسات و راحتي ديگران احساس مسئوليت مي كند؛ لذا از اينكه به ديگران « نه » بگويد و آنها را از خود ناراحت سازد، احساس گناه مي­كند.

3-     فرد رفتار جرأتمندانه را با ازخودگذشتگي، ايثار و فداكاري در تناقض مي­بيند؛ لذا اعتقاد دارد كه اگر از پذيرش درخواست ديگران سر باز زند، آدم بد و خودخواهي تلقّي خواهد شد.

4-     احساس مهم و باارزش بودن در مواقعي كه درخواستي از او مي­شود و اعتقاد به اينكه اگر يك­بار درخواست ديگران را نپذيرد آنها ديگر او را به شمار نخواهند آورد.

5-     چنين افرادي ياد گرفته­اند كه بايد هميشه ديگران را از خود راضي و خوشحال نگه­دارند و خوب نيست كه خواسته­هاي خود را بر خواسته­هاي ديگران ترجيح دهند؛ بنابراين اگر كسي چيزي گفت يا كاري كرد كه باعث ناراحتي فرد شد، نبايد چيزي بگويد و اگر اين كار ادامه پيدا كرد بهتر است فقط بكوشد از او فاصله بگيرد. چنين افرادي وقتي كاري را انجام مي­دهند كه به آن تمايلي ندارند، احساس بدي درباره خود يافته، از فرد مقابل رنجيده مي­شوند و بي ميلي خود را به طور ناخواسته و به شكل غير كلامي( سكوت، اخم كردن، دير حاضر شدن و انجام كارها به شكل سرسري و بدون دقّت لازم) نشان مي­دهند.

 

راهكارهايي براي ابراز جرأت مندي

براي عيني­تر كردن كاربرد اين راهكارها، فرض كنيد يكي از دوستانتان، شما را امشب به جشن تولّد دعوت كرده درحالي كه شما اصلاً ديگر ميهمانان و مكاني را كه بايد بدانجا برويد، نمي­شناسيد. در اين صورت شايسته است از روش هاي جرأتمندانه اي كه در ادامه بدان اشاره خواهد شد، استفاده نماييد.

1- « نه » گفتن

روش هاي متعدّدي براي ابراز جرأتمندانه « نه » وجود دارد كه برخي از آنها عبارتند از:

الف) صرفاً گفتن« نه » نظير: « نه » يا « نه متشكرم ».

ب) گفتن« نه » همراه با توضيح نظير : « نه متشكرم، من شبها از خانه بيرون نمي­روم».

2- تغيير دادن موضوع : در اين روش سعي بر آن است كه موضوع صحبت عوض گردد.

 فردا امتحان داريم؟

 راستي فيلم ديشب را ديدي؟

3- دليل آوردن

 روحيه­ام با اين­جور ميهماني­ها سازگاري ندارد و ضعيف مي­شود.

 رفتن به جايي را كه نمي­شناسم، اصلاً درست نمي­دانم.

4- ايجاد احساس شخصيّت مهم­تر در طرف مقابل

 از شما انتظار نداشتم چنين پيشنهادي به من بدهي!

من روي شما يك­جور ديگر فكر مي­كردم!

5- ارائه پيشنهادي بهتر

حاضرم با شما به تئاتر، سينما و يا منزل شما بيايم ولي به ميهماني در جايي كه ساير ميهمانها را نمي شناسم نمي آيم.

6- نشان دادن شأن بالاي خانوادگي خود

در خانواده ما رسم نيست كه در اين­جور ميهماني­ها شركت كنيم.

اگر اين موضوع را در خانواده خود مطرح كنم، خيلي متعجّب مي­شوند.

7- بيان موضوع در قالب شوخي

من هنوز بچّه ام، هنوز به اندازه كافي براي ميهماني شبانه بزرگ نشده­ام.

8- پافشاري و اصرار در ردّ درخواست

ديگر حرفش را نزن، من اهلش نيستم و به هيچ وجه نخواهم آمد.

9- دور شدن از موقعيّت: در مواقعي كه فرد بيش از حد اصرار مي­ورزد.

10- ابراز همدلي

شايد دلت مي­خواست كه من در جشن تولّدت باشم، اين موضوع را مي­فهمم ولي متأسفانه من اهل شركت در اين­جور مراسم نيستم.

11- معذرت خواهي

با عرض پوزش، اميدوارم مرا ببخشيد كه به هيچ وجه نمي­توانم در ميهماني شما شركت نمايم.

12- تشكر و قدرداني

لطف كرديد كه مرا به ميهماني خود دعوت نموديد، ولي من دوست ندارم و نمي­آيم.

 

فرهنگ گفتاري در رفتار جرأتمندانه

شايسته است در ابراز مهارت جرأت ورزي سعي نماييد، فرهنگ گفتاري خود را به اشكالي كه در زير بدان اشاره خواهد شد، تغيير دهيد.

1-     مطمئن شويد كه طرف مقابل از شما چه مي­خواهد. اگر مطمئن نيستيد، بگوييد: « بايد درباره آن فكر كنم». از اين راه، فرصتي را براي پاسخ دادن مشخص كنيد.

2-     اگر مطمئن نيستيد از شما چه چيزي را خواسته­اند، توضيح بيشتري بخواهيد.

3-     تا جايي كه مي توانيد، پاسخ ­هاي كوتاه دهيد و از آوردن دلايل زياد و دادن توضيحات طولاني خودداري كنيد.

4-     از عبارت­هايي با واژه« من» استفاده نماييد و به جاي سرزنش و يا محكوم كردن طرف مقابل، موضوع را طرح نماييد .

5-     به جاي عبارت­هايي نظير« فكر نمي­كنم بتوانم...»، از واژه « نه» استفاده نماييد.

6-      حركت­هاي غير كلامي خود را با پيامي كه مي­دهيد، همخوان سازيد.

7-     در مواردي كه ناچاريد، امتناع خود را چندبار تكرار نماييد؛ نبايد براي هر بار دليل جديدي بياوريد، بلكه كافي است همان گفته پيشين را تكرار نماييد.

8-     اگر با وجود تكرار پاسخ، باز هم طرف مقابل اصرار مي­ورزد، بايد سكوت كرد و يا اينكه موضوع بحث را عوض كرد.

 

نكات پاياني

-      به ياد داشته باشيد كه رفتار جرأتمندانه ضرورتاً شما را در راه رسيدن به اهدافتان موفّق نمي­سازد.

-       توجه داشته باشيد كه ديگران نيز حق دارند جرأتمندانه عمل كرده و با خواسته­هاي شما مخالفت نموده و احساسات و عقايد خود را بيان كنند.

-        هر چند رفتار جرأتمندانه معمولاً نتايج مثبتي در پي دارد، اما برخي افراد در برابر آن واكنش منفي نشان مي­دهند؛ لذا در هر موقعيّتي، پيش از تصميم به انجام يك رفتار جرأتمندانه، ابتدا بايد پيامدهاي آن را در نظر گرفت.

 

فهرست منابع

1-     امير حسيني، خسرو، مهارت هاي اساسي زندگي سالم، نشر عارف كامل، تهران: 1387، چاپ چهارم.

2-     باستاني، قادر، اصول و تكنيك هاي برقراري ارتباط مؤثر با ديگران، نشر ققنوس، تهران: 1386.

3-     پورافكاري، نصرت الله، فرهنگ جامع روانشناسي – روانپزشكي ، نشر فرهنگ معاصر، تهران: 1386، چاپ ششم.

4-     حسين زاده، علي ، همسران سازگار: راهكارهاي سازگاري، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله، قم: 1388، چاپ هفتم.

5-     حسين زاده، علي ، مهارت­هاي سازگاري، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله، قم: 1388.

6-     فتي، لادن و همكاران، آموزش مهارت­هاي زندگي، نشر دانژه، تهران: 1385.

كلينكه، كريس ال،  مهارت هاي زندگي، ترجمه شهرام محمد خاني، نشر نسل نوانديش، تهران: 1378.

7-     مهرابي زاده، مهناز و همكاران، كمال گرايي مثبت/ كمال گرايي منفي، نشر رسش، تهران 1382.


پي نوشت ها


[1] قادر، باستاني، اصول و تكنيك هاي برقراري ارتباط مؤثر با ديگران.

[2] كريس ال. كلينكه، مهارت هاي زندگي، ترجمه شهرام محمد خاني، ج 1، ص 261.

[3] مهناز مهرابي زاده و همكاران، كمال گرايي مثبت/ كمال گرايي منفي، ص 108.

[4]  لادن فتي و همكاران، آموزش مهارت هاي زندگي، ص 122.


نويسنده : رضا وظيفه مند
info@porseman.org
بازیابی شده از http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=750
نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

چند ماه قبل را به یاد می آورم که برای اولین بار پاهای او را دیدم ؛ چقدر خشک ، ترک خورده و خونین بودند.سپس به بازوهایش توجه کردم و هنگامی که به آرامی از او پرسیدم... به عقب رفت و موضوع را عوض کرد. این قبل از نزدیکی ما به یکدیگر بود. بعد از ازدواج او کم کم با من راحت تر می شد و یک شب پس از در آغوش گرفتن یکدیگر برای مدتی از من پرسید آیا دوست دارم بدنش را ببینم و من پاسخ مثبت دادم. پیراهنش را در آورد و من وسعت شرایطش را دیدم. تمام پشت ، بازوها و بخشهایی از پاهایش قرمز بود و لکه هایی از پوست خشک و خون روی آن دیده می شد. مرا تحت تأثیر قرار داد و ناگهان به او احساس نزدیکی بیشتری کردم. شوکه یا نگران نبودم و فکر می کنم او نیز احساس مرا فهمید، زیرا اندکی آرامتر شد. به او نزدیک شدم ، شانه هایش را لمس کردم و آرام پشتش را نوازش کردم . بعدها به من گفت از اینکه موضوع را درک کردم خوشحال شده و مدت ها هیچ کس او را لمس نکرده بود. شرایط او مرا ناراحت نمی کند، بلکه مورد تحسین من نیز هست. او قدرت زیادی دارد و ما از آن زمان بسیار صمیمی هستیم. اما اگر چه سعی خودم را برای راحتی او بکار می برم ، نمی توانم مانع موقعیت های شوم که رنج  او را زیاد می کند ؛ مثلاً زمانی که سرش را در آغوش من می گذارد و سپس بلند می شود آثاری را که روی لباس سیاه من بجا گذاشته می بیند... و درد در صورتش موج می زند. نمی دانم چکار کنم به سمتش می روم و او را می بوسم. خودم را می تکانم و می گویم " سیاه رنگ مورد علاقه ام نیست و باز هم در پوشیدن  آن اصرار دارم !" او همیشه لبخند می زند، اما می توانم ببینم در طول روز چگونه شرمگین است. نگاه ما - نگرش ما و برخورد ما با بیماران پسوریاسیس بر سلامتی و زندگی آنها تاثیر داردبا نگاه افراطی ندانسته زندگی را بر دیگران تلخ نکنیم.فقط ظاهری اینچنین دارد از درونش چه خبر داریم.psychologyinfo.blogfa.com

همسر یک بیمار پسوریازیس.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید .توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نامشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد
جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟
پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند!
مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت. پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید .
همیشه مثال آهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند . پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید.
از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از آنها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی آنها کاری را انجام ندهند.
اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید .
اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار آمدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرف های حاشیه ای بپرهیزید، چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند .
از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان می باشند. رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد. سعی نکنید در رابطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری برای ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئله نیز متقابله .
اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود. یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند.  کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغو بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد .

از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید
ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید، یعنی در منزل آرایش کنید،موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید،مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است! چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد .

طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید .توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نامشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید : شوهر خود را غافلگیر کنید .

اگر آقا بودید و این مطالب را خواندید فکر نکنید شما نقشی در مشکلات ندارید یا نداشتید.این مطلب برای خانم ها بود شما هم وظایفی دارید.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

 مکانیزم های دفاعی و عمق ظواهر

وقتی کسی ویژگی های منفی خودشو به بقیه نسبت می ده،واقعا آرام می شه؟

وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده ،یعنی خیلی غمگینه ؟

وقتی کسی خیلی دقیق و حساس و بسیار منضبطه می شه بگیم مکانیزم دفاعی ..... نقش داره؟
وقتی کسی زیاد میخوابه ، یعنی خیلی تنهاست ؟

* وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع و آروم میگه ، یعنی كه راز مهمی را داره مخفی می کنه؟

* وقتی کسی نمیتونه گریه کنه یعنی چه مکانیزم دفاعی داره کار خودشو می کنه؟

* وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدونید که اضطراب داره ! یعنی کدام مکانیزم دفاعی؟

* وقتی کسی واسه چیزای کوچیک گریه میکنه ، یعنی دل بی گناه و نرمی داره .یعنی کدام مکانیزم دفاعی؟

وقتی کسی از شما بیش از حد تعریف می کنه،کدام مکانیزم سکان شخصیت را در اختیار گرفته؟

بریم در دنیای بچگی!:دخترا موشن مثل خرگوشن پسرا شیرن مثل شمشیرن! حالا چی؟

جولانگاه مکانیزمهای دفاعی را چطور می توان مدیریت کرد؟منظورم در کلینیک نیست در زندگی روزمره است؟

مکانیزم های دفاعی و عمق ظواهر

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

چرا خیلی وقت ها چهارشنبه 11 دی1392 20
چرا خیلی وقت ها به سهولت «تنمان» را تمام و كمال به تیغ جراحان می سپاریم اما برای سپردن گوشه هایی كوچك از ذهن و روحمان به روانشناسان مقاومت می كنیم؟ چرا حتی زمانی كه به هر دلیل اندكی عقب نشینی می كنیم و رودرروی روانشناس، روانكاو و یا مشاور می نشینیم، در تلاشیم كه نم پس ندهیم و بگوییم تا نگفته باشیم.

در هر حال وضعیت مضحكی است كه وقتی در اتاق روانشناس را می بندیم و روبه روی او می نشینیم از جمله اول در برابر او گارد می گیریم و از همان لحظه به مبارزه ای درونی وارد می شویم كه در آن باید به هر قیمت ثابت شود اگر ما بیماریم ، روانشناس بیمارتر و اگر ما دیوانه ایم ، روانشناس دیوانه تر است.

راستی چرا ما تا این حد از تاریكی های درون خودمان هراس داریم و به هیچ وجه دوست نداریم كسی چراغی هرچند كوچك و كم سو در آن حوالی روشن كند.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

جامعه چهارشنبه 4 دی1392 15

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

به بهانه کتک زدن کودک. چهارشنبه 27 آذر1392 23

هرگز کودک را کتک نزنید او منطق خودش را دارد چرا فکر می کنی تو فقط درست فکر می کنی.

آلفرد اخیرا همسر خود را از دست داده و با تنها دخترش که 6 سال دارد زندگی میکند. او در یک شرکت تجاری کار میکند و زمانی که در شرکت است ناچارا دخترش را در خانه تنها میگذارد. شرایط ناشی از فوت همسرش باعث شده تا تمرکزی بر رو ی کارهایش نداشته باشد و بدین ترتیب امورات از دستش خارج شده و زندگی اش بحرانی گردیده .

این داستان مربوط به یک روز فراموش نشدنی و تلخ در زندگی آلفرد است که شما را به خواندن آن دعوت میکنم .

آلفرد بعد از یک روز کاری سخت و پر تلاطم از شرکت خارج میشود .او که از فشارهای زندگی خمیده شده و روز کاری خوبی را هم سپری نکرده به سمت خانه حرکت میکند و در راه تمام افکارش درگیر با پروژه های شرکت و مشکلات پیش آمده آن است . او متوجه میشود که به جلوی درب منزلش رسیده و دستش را در جیبش میکند تا کلیدش را بیاورد اما کلید در جیبش نیست ! از شدت خشم چهره ی آلفرد به سرخی زده و بدنش به لرزه در آمده که ناگهان کلید را داخل کیف دستی اش پیدا می کند، با همان عصبانیت وارد خانه میشود .
با دیدن این صحنه آلفرد در جای خود خشک میشود !!!! ؟؟؟؟؟

آلفرد به محض ورود به پذیرایی چشمش به دیوار مقابل میافتد که بخشی از کاغذ دیواری آن پاره شده و روی دیوار نیست . او که از این موضوع مات و مبهوت مانده بی حرکت میماند و در همین هنگام دختر 6 ساله ی او از اتاق بیرون آمده و با صدای کودکانه به استقبال پدر میرود و بسته ای مچاله شده در دست دارد که همان کاغذ دیواری بریده شده است
دخترک: سلام بابایی جونم ، اومدی؟
آلفرد که از شدت خشم گوشهایش هم سرخ شده منتظر میماند تا دخترک به او نزدیک شود و سیلی محکمی به گوش او میزند ،به طوری که کودک به سمت دیوار پرت میشود و با صدایی فریاد گونه میگه:
کاغذ دیواری رو پاره میکنی؟ پوستی ازت بکنم که جرات نکنی از بغل دیوارم رد شی . برای چی کاغذ دیواری رو پاره کردی؟
دخترک که از شدت ضربه هنوز نتوانسته خود را از روی زمین بلند کند با نگاهی به جعبه کوچک که به طرف دیگر پرت شده بود با صدایی همراه با بغض و ترس به آلفرد میگه: آخه بابایی امروز تولدته . منم پول نداشتم یه چیزی برات بخرم که،میخواستم یه چیزی بهت بدم ولی کادو هم نداشتم که،اینو کندمش برات کادوی تولد درست کنم بابایی جونم.
آلفرد با شنیدن حرفهای دخترک که مثل آب سردی به روی او ریخته شده بود نگاهی به دخترک کرد و به سمت جعبه رفت و آنرا از زمین برداشت و سپس دخترک را از زمین بلند کرد و در آغوش کشید و با بغض و افسوس به چشمان دخترک و گونه ی سرخ شده ی او بر اثر سیلی نگاه کرد و گفت:
خوشگل بابا ، بابایی رو ببخش ، قربون دختر گلم بشم .
آلفرد که از شدت بغض وارد شده نتوانست حرفهایش را ادامه دهد و خواست دخترک متوجه بغض او نشود ، در حالی که دخترک را در بغل خود نگه داشته بود و در دست دیگرش جعبه ی کادوی دخترک بود بر روی کاناپه نشست و دخترک را بر روی پایش نشاند و کمی مکث کرد و گفت:
بابایی قربونت بره عزیزم، بزار ببینم برا بابایی چی کادو کردی؟
دخترک که همچنان در بغض و شوک ضربه وارد شده بود سعی کرد لبخندی به پدر هدیه کند.

آلفرد که از عمل عجولانه اش شرمنده بود کادوی کوچک که همان تکه ی کاغذ دیواری بود را باز کرد و جعبه ای را در آن مشاهده کرد که نخی قرمز دور آن بسته شده بود. نخ را پاره کرد و تا جعبه را باز کند ، دخترک نیز ساکت و آرام و بی حال بر روی پای پدر در حال نگاه کردن بود.
آلفرد جعبه را باز کرد و بار دیگر شکه شد .

آلفرد با اشتیاق جعبه را باز کرد تا ببیند کودک 6 ساله اش برایش چه چیزی بعنوان هدیه ی تولدش در نظر گرفته ، اما با مشاهده ی جعبه ی خالی بهت زده شد.
آنقدر خشمگین شد که در یک لحظه دخترک را از روی پایش بلند کرد و با تمام قدرت به زمین زد و با تمام خشمش شروع به زدن دخترک کرد و در این حال مدام میگفت:
منو مسخره میکنی پدر .. . .جعبه خالی بهم میدی؟
آلفرد که مانند دیوانه ها شده بود و با زدن دخترک به نفس نفس افتاده بود به سمت پنجره رفت و شروع به کشیدن یک سیگار کرد و کمی آرامتر شد و متوجه شد که ضربه های بسیار شدیدی به دخترک زده. برای دیدن وضعیت دخترک به سمت او که بر روی زمین افتاده بود رفت و متوجه شد از گوشهای دخترک خون جاری شده ، با دیدن این صحنه دستپاچه شد و نمیدانست که چکار کند تا اینکه چشمش به گوشی تلفن افتاد و با عجله خودش را به آن رساند و با اورژانس تماس گرفت و مجددا به سمت دخترک رفت و او را که غرق در خون بود از روی زمین بلند کرده و در آغوش گرفت .
دخترک که خود را در آغوشی گرم احساس کرد به سختی چشمانش را کمی باز کرد و خود را در آغوش پدر دید که در حال گریه است و با همان صدای کودکانه و به سختی گفت بابایی داری گریه میکنی؟ . آخه الان تولدته بابایی جونم
آلفرد که با شنیدن حرفهای دخترک بر شدت گریه اش افزوده شد گفت :
آخه دخترم من که ازت چیزی نخواسته بودم ، چرا اینکارو کردی که منو عصبانی کنی ،کاغذ دیواری رو پاره کردی بخاطر یه جعبه ی خالی ؟!
دخترک که دیگر به سختی چشمانش را باز نگه داشته بود با صدایی بریده و آرام گفت : بابایی جونم جعبه که خالی نبود !!!
توش یه بــــوس گذاشته بودم برات بابایی جونم
دخترک با گفتن این حرف چشمانش را بست.
آلفرد که با شنیدن این حرف دخترک دیگر قادر به کنترل گریه خود نبود و مداوم بر سر خود میزد.با رسیدن اورژانس او را به بیمارستان برد و در بیمارستان با نکتۀ عجیب تری رو برو شد.

پزشکان به آلفرد گفتند که بخاطر خونریزی دخترک نیاز بود به او خون تزریق کنند ولی با آزمایش نمونه ی خونی او دریافتند که دخترک دچار سرطان خون است و در مرحله ی خطرناکی از بیماری به سر میبرد. دخترک سه ماه در بیمارستان بستری ماند ولی هیچ گاه چشمان کوچکش را باز نکرد و پزشکان علت مرگ او را بر اثر سرطان اعلام کردند .
آلفرد پس از گذشت سالها هنوز جعبه ی خالی دخترک را با خود دارد و هر گاه که دلتنگ او می شود جعبه را باز میکند و میداند که بوسه ای که دخترک برایش با تمام عشق کودکانه گذاشته همیشه در آن جعبه باقیست .


هرگز کودک را کتک نزنید او منطق خودش را دارد چرا فکر می کنی تو فقط درست فکر می کنی.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

آغاز ثبت نام از دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر برای شرکت در کارگاه های مرکز مشاوره

کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر  -بویژه دانشجویان جدید- برا ی ثبت نام در کارگاه های آموزشی

 

پیش از ازدواج برگزار شد

مهارت های ارتباطی برگزار شد

کنا رآمدن با استرس برگزار شد

کنترل خشم  برگزار شد

 

به آزمایشگاه روان شناسی  خانم کرد مراجعه نمایند

با توجه به اینکه ظرفیت هر کارگاه حداکثر ۳۵ نفر می باشد اولویت با دانشجویانی می باشد که زودتر ثبت نام کرده اند.

دانشجویان می توانند علاوه بر مراجعه حضوری در قسمت نظرات همین وبلاگ نام و نام خانوادگی رشته تحصیلی و شماره تلفن خود و نام کارگاه انتخابی را برای ثبت نام وارد نمایند.

سه کارگاه مهارت های زناشویی(برگزار شد) /

مهارت های فرزند پروری

و اس پی اس اس (مقدماتی)

در دانشگاه آزاد اسلامی بندرگز برگزار می شود علاقه مندان به ثبت نام به آقای بهی مراجعه نمایند

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |


نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

فیلم نورون های آیینه ای در مغز - زیر بناهای مغزی همدلی ، بروز احساسات ، تقلید و اوتیسم


لینک های دانلود:

قسمت اول:

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=1967cde7074626dde6f4f54500d17cb2

قسمت دوم:

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ae2efcbf2225f96fc9fab12f62ac5069

با زیر نویس فارسی / کوتاه و آموزنده

فیلم نورون های آیینه ای در مغز - زیر بناهای مغزی همدلی ، بروز احساسات ، تقلید و اوتیسم

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید«من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟ وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید

در آن کار موفق نخواهید بود.هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید:
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!
خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.
«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)

علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید:
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.
«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.» (ادیسون)

 


علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید:
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»
در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.
«من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)


علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید:
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.


علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید:
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.
«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)


علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید:
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.


علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید:
Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.

منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.

http://www.new-opinion.com

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

نام کتاب : روان درمانی اعتیاد
نویسنده : دکتر محمد نریمانی
ناشر : انتشارات نیک آموز
= = =
روان درمانی سوء مصرف مواد مخدر، اعتیاد
 
= == = =
 
روانپزشکی اعتیاد
 
= = = = =
 
اعتیاد: پیشگیری و درمان
= = = =
ترک اعتیاد: درمان گام به گام مراجعان، راهنمای مشاور
 
= = == = = =
 
اعتیاد مشاوره و درمان (راهنمای تغییر رفتار اعتیادی در معتادان)
= = = = = = =
نگرش سیستمی به اعتیاد و درمان سیستمی آن
نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

 

به اطلاع میرساند تقویم آموزشی 6 ماهه دوم سال 1392 شامل دوره های عمومی و پیشرفته و تخصصی نوروفیدبک و همچنین دوره های ERP و QEEG و همچنین نوروفیدبک در درمان اعتیاد TDCS , TMS و نیز دوره های و بیوفیدبک ، تنظیم گردیده است. می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.paarand.org مراجعه و یا با تلفن 88776400 تماس حاصل فرمائید.

لازم به ذکر است با توجه به محدودیت ظرفیت کارگاه ها جهت ثبت نام هر چه سریعتر اقدام نمائید.

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

یک دعا شهری جمعه 5 مهر1392 23

یک دعا

خدایا کاری کن اگر در زمان زنده بودنم خیری برای مردم نداشتم حداقل بعد از مردنم آزارم به کسی نرسد!!

ساعت : حدود ده و نیم صبح / مکان: بلوار شهید هاشمی نژاد / ترافیک: سنگین ! / علت:مراسم تشییع جنازه !

مردم شهر: عده ای برای همدردی و عرض تسلیت در کنار صاحب عزا به راه افتاده اند.امکان عبور وسایل نقلیه وجود ندارد.صدای آمبولانسی که مریض بد حالی دارد از گوشه ای به گوش می رسد.اما نمی تواند برود اما همراهان صاحب عزا فاتحه می خوانند! عده ای هم دیرشان شده تا بروند نیم ساعت تا یک ساعت معطلی بخاطر مراسم تشییع جنازه یکی دیگر مثل خود ما.ماجرایی که به کرات در شهر تکرار می شود!! یک بند به وصیت نامه مان اضافه کنیم که بعد از مردنمان ما را از وسط شهر تشییع جنازه نکنند مستقیم ببرند درب منزل ابدی،دربست. به خدا ثواب دارد.چون فکر کنم تعداد فاتحه های خوانده شده را از تعداد ..... آسیب دیدگان پشت سر مراسم کم کنیم نتیجه خوبی بدست نیاید.

خدایا کاری کن اگر در زمان زنده بودنم خیری برای مردم نداشتم حداقل بعد از مردنم آزارم به کسی نرسد!!

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |


وقتی که دهسالم بود پدرم فوت کرد.تا مدتها به من نگفتند و من فکر میکردم او در بیمارستان یا جای دیگری است.یادم هست که دوستانم در کوچه به من گفتند  «پدرت مرده است »و من گفتم که «نه! اون کسی که مرده یکی از فامیلهای عمه ی من است!»

بعدها هم که کم کم موضوع را فهمیدم مرگ او را انکار کردم.هیچوقت برایش گریه نکردم و هرگز در مورد او با کسی حرفی نزدم.آن روزها کسی بچه ها را پیش روانشناس نمی برد و هیچ کس اهمیتی نمیداد که انکار مرگ یک والد ممکن است چه عواقبی داشته باشد ولی من خوش شانس بودم:

یکروز یکی از همکلاسیها که اتفاقا خیلی هم با او دوست نبودم مرا برای ناهار به خانه اش دعوت کرد.جمله اش این بود:« مامانم گفته فردا بیای خونه ی ما بازی کنیم.»از مدرسه به خانه ی دوستم رفتیم. خانه ی بسیار کوچکی بود با دیوارهای صورتی و کرم رنگ.یک اتاق داشت که مادر دوستم آنجا منتظرمان بود. فکر میکنم کتلت یا چیزی مثل آن برایمان پخته بود و با لهجه ی ترکی مرا دعوت به نشستن کرد . ناهار را که خوردیم دوستم  رفت مدادرنگی هایش را بیاورد تا نقاشی بکشیم .مادرش گفت:«پدر تو چرا مرده است؟» جوابی ندادم.

گفت: «میدونستی  لادن هم مثل توست؟ وقتی که پدرش مرد شش سالش بود.صبح رفته بود سر ساختمان  برای کار و شب  دیگر نیامد.لادن  هر شب می رفت سرکوچه می نشست تا پدرش بیاید.تا یکسال هر شب رفت سر کوچه..آخر شب که خوابش می برد می آوردیمش خانه تا اینکه کم کم نا امید شد..» مادر لادن حرف می زد و من دیدم که اشکهایم می ریزد.طفلک لادن.. اما کسی که من برایش گریه می کردم پدر لادن نبود، پدر خودم بود. فهمیده بودم که مرگ اگر چه وحشتناک است اما می شود در مورد آن حرف زد. مجبور نیستیم آن را فراموش کنیم ،کاری که مادر من اصرار داشت انجام دهیم.

آن خانم ترک اولین روانشناسی بود که به من کمک کرد.

منبع:http://anaarian.blogfa.com/

نوشته شده توسط حسن عبداله زاده  | لینک ثابت |